الف ) خرید و فروش جک و پول مانعی ندارد هر چند برخی اشکال کرده اند.
ب ) خرید جک به کمتر از ان نقدا مثل فروش نسیه پول است که هر کس بیع نسیه پول را اشکال نکند در اینجا هم باید اجازه دهد والا جائز نیست ( حیله فرار از ربا )
الف ) خرید و فروش جک و پول مانعی ندارد هر چند برخی اشکال کرده اند.
ب ) خرید جک به کمتر از ان نقدا مثل فروش نسیه پول است که هر کس بیع نسیه پول را اشکال نکند در اینجا هم باید اجازه دهد والا جائز نیست ( حیله فرار از ربا )
اگر زنی در عده طلاق خلع با همسر خود ازدواج مجدد داشته باشد و بعد جدا شود و در هر حال عده اول از بین نمی رود بلکه باید بگذرد و حسب شرائط ازدواج دوم عده نگهدارد. و اگر عقد دوم عده نداشته باشد از این جهت لغو می شود.
کسی که با بر طرف کردن چسب روی بدن خود وضوء گرفته و نماز خوانده و بعد از نماز می بیند مقداری از چسب باقی مانده که نمی داند مانع از رسیدن آب بوده یا خیر . باید نمازش را قضاء کند .
کسی که در اول تکلیف مدتی نماز نخوانده است و لو از باب اینکه نمی دانسته مکلف شده و یا سن تکلیف را بیشتر از مقدار واقعی می دانسته است و یا علامت دیگر تکلیف قبل از سن محقق شده و توجه نکرده است باید نماز و روزههای خود را قضاء کند و لو سنی بوده و بعد شیعه شده است
کسانی که کالای خودرا به صورت نسیه و با جک می فروشند در سر سال خمسی باید محاسبه کنند اگر زمان وصول جک آنها الان بود چه مقدار می شد و خمس آن را بدهد و ما زاد بر آن جزد در آمد سال بعد قرار می گیرد که اگر صرف موونه نشد باید تخمیس شود .
الف ) یکی از حقوقی که به معنی صحیح کلمه حق است و تمام احکام حقوق بر آن مترتب است تحجیر است.
اگر اصل استیلاد ثابت شود که محل تامل است حکم است و قابل اسقاط نیست
اصل فسخ حکم است و شرط اسقاط آن اثری ندارد اما شرط عدم استفاده از حق فسخ مانعی ندارد و صحیح و لازم الوفاء است.
در تدلیس هم حق فسخ و رجوع به مدلس وجود دارد که فسخ همان بحث اول است و حکم است اما عدم رجوع به مدلس حق مالی قابل اسقاط است .
حق رجوع به بذل حکم است و با اسقاط زن ؛ ساقط نمی شود .
انتخاب مسکن از لحاظ اصطلاحی حق است و قابل شرط گذاری و اسقاط هست .
الف ) طلاق در واقع حکم است و اصل آن قابل واگذاری و اسقاط نیست اما قابل توکیل هست.
ب ) نفقه در طلاق رجعی حکم نفقه در زمان عقد دائم را دارد و حق است.
ج ) رجوع در طلاق حکم است و قابل اسقاط نیست بلی شرط اینکه مرد رجوع نکند صحیح و نافذ است.
د ) خروج زن از منزل در زمان عده طلاق رجعی حکم خروج زن در ازدواج دائم را دارد
خروج زن از منزل حق زوج است و قابل اجازه دادن به صورت کلی است
هر چند اصل اسقاط آن هم قابل توجیه است.
الف ) اصل مواقعه حق زن در چهار ماه یک بار است که طبق نظر مشهور حق قابل اسقاط است ولی باید گفت حکم است و قابل اسقاط نیست.
ب ) اصل تمکین حق مرد است و زن میتواند که شرط کند مرد در شرائط خاصی یا مطلقا از حق تمکین عام یا خاص خود استفاده نکند و این شرط صحیح و لازم الوفاء است .
اما شرط اینکه اصلا مرد حق تمکین نداشته باشد باطل است و اثری ندارد.
ج ) اصل استمتاع حق نیست بلکه حکم است اما کیفیت استمتاع و شرط نحوه استفاده از این حق یا عدم استفاده از آن حق است و شرط نسبت به آن صحیح و نافذ است.
د ) اصل وطی به دست مرد است و شرط اینکه مرد اصلا حق وطی نداشته باشد یا وطی به دست زن باشد باطل است اما شرط اینکه مرد از این حق خود در شرائط خاص یا مطلقا استفاده نکند مانعی ندارد.
حق المبیت حق زن است و میتواند ان را اسقاط کند و یا مصالحه کند و در مقابل آن پول بگیرد.
الف ) شرط بخشیدن مهریه یا اسقاط آن بعد از عقد دائم یا موقت صحیح و نافذ است.
ب ) شرط نداشتن مهریه موضه البضع در عقد دائم صحیح است اما در عقد موقت باطل و مبطل است.
ج ) شرط نتیجه به عنوان ابراء و اسقاط حین العقد بعد از تعیین مهریه در عقد دائم و موقت مانعی ندارد.
الف ) شرط دادن نفقه زن در عقد موقت صحیح و نافذ است
ب ) شرط اینکه زن نفقه خود را مطالبه نکند و یا اگر گرفت به شوهر خود ببخشد صحیح و نافذ است
ج ) صحت شرط اسقاط نفقه زن محل تامل است
الف ) در ازدواج دائم شرط عدم ارث باطل است . ولی شرط اینکه سهم الارث خود را نگیرد و به وراث دیگر ببخشد صحیح و نافذ است.
ب ) در ازدواج موقت شرط ارث طبق نظر مشهور صحیح است ولی قبول آن مشکل است و احوط در مصالحه با سائر ورثه است
الف ) ولایت پدر فی الجمله در ازدواج کودکان و مجانین و دختران باکره ثابت است .
ب ) دختر اگر باکره باشد نمیتواند بدون اطلاع پدر ازدواج کند بلی اگر پدر بی جهت مخالفت کند لازم نیست از او اجازه بگیرد
ج ) اگر پدر غایب باشد و یا به هر علتی امکان اجازه گرفتن از او نباشد و یا اصولا در امور دختر خود دخالت نمیکند و او را به حال خود گذاشته است ؛ اجازه لازم نیست .
د ) عقد پدر لازم نیست به مصلحت کودک باشد بلکه با عدم مفسده هم عقد صحیح است
ه ) کودک بعد از بلوغ نمیتواند عقد پدر را فسخ کند ولی بر پدر شایسته نیست در وضع فرهنگی ما دختر خود را تزویج کند .
و ) حاکم نسبت به تزویج صغار و سائر مهجورین ولایت خاصی ندارد بلکه ولایت عدول مومنین وجود دارد و مجتهد هم به عنوان یکی از عدول مومن اگر کار شناس باشد حق اقدام دارد و الا خیر
الف ) به حکم اولی دختر باکره باید با اجازه پدر ازدواج کند.
ب ) اگر دختر بخواهد با کسی ازدواج کند و پدر بدون عذر موجه مخالفت کند . اذن او ساقط است.
ج ) اگر تزویج پدر برای فرزند خود به هر علت مفسده داشته باشد، باطل است.
الف ) خروج خون از بدن حیوان بعد از ذبح موضوعیت ندارد بلکه در جایی لازم است که حیات حیوان مشکوک باشد .
ب ) معمولا خروج خون یا حرکت معتد به موجب اطمینان به حیات حیوان قبل از ذبح می شود و کافی است .
ج ) اگر به هر علتی خروج خون و حرکت موجب اطمنان نشود لازم است هر دو باشد تا حیوان حلال شود و الا محل اشکال است .
همبستر شدن با یک همسر در حضور همسر دیگر اگر مستلزم نظر یکی به عورت دیگری باشد جائز نیست و الا خلاف اخلاق و ادب است.
در محرمیت ربیبه لازم است زوج و لو نا بالغ باشد ممیز باشد و دخول را اختیارا صورت دهد . اما مرد بودن لازم نیست
الف ) زن از زمین ارث نمی برد اما از قیمت تاسیسات و ساختمان و غیر از زمین ارث می برد.
ب ) بنا بر اینکه زن از قیمت تاسیسات و ساختمان ارث ببرد ورثه مجاز در تصرف در اموال هستند هر چند ضامن قیمت آن برای زن متوفی هستند .
ج ) نماآت اموال و لو قبل از دادن حق زن از انها ملک زن نمی شود و ملاک در اداء حق قیمت حین الفوت است نه حین الاداء هر چند اکثرا برعکس می فرمایند .
انسان در نماز لازم نیست چیزی بپوشد که خودش هم یدن خود را نبیند
1 _ ملاک کفر و اسلام شهادتین است که با اقرار به آن فرد مسلمان می شود _ حتی اگر منافقانه باشد _ و با انکار آن ولو صراحتا نباشد فرد کافر می شود
2 _ دادن فتوای جدید و یا حکم جدید و بدون مبنی هر چند حرام است ولی انسان را از دائره اسلام خارج نمی کند
3 _ انجام برخی اعمال وحشیانه و مغرضانه مثل اعمال داعش هم موجب خروج از دین نمی شود همانطور که خالد بن ولید مسلمان بود .
الف ) بیتوته در منی برای عموم تا دو شب واجب است و برای کسانیکه صید کرده اند و یا با زن همبستر شده اند ( بنا بر قول مشهور ) و یا هنگام غروب شب سیزدهم در منی بوده اند ماندن شب سیزدهم هم واجب است .
ب ) افرادی که میتوانند در منی نمانند
معذورین مثل مریض و پرستار و کسی که خوف جان و مال دارد و کسی که در مکه مشغول عبادت است .
ج) بیتوته در منی تا نصف شب کافی است
د ) کسی که بیتوته در منی را ترک کند برای هر شب باید یک گوسفند کفاره بدهد.
ه ) کسی که ماندن او در منی واجب نیست لازم نیست کفاره بدهد .
کسانی که بدون عذر در منی نمانند برای هر شب باید یک گوسفند کفاره بدهند
کسانی که ار ماندن معاف باشند و یا معذور باشند لازم نیست کفاره بدهند
بیتوته در منی تا صبح واجب نیست بلکه حاجی می تواند نصف اول شب یا نصف دوم را در منی بماند
و فرقی بین شب یازدهم و دوازدهم وجود ندارد.
سه گروه از ماندن در منی معاف هستند .
1 _ معذورین و مریضها
2 _ کسانی که در طول شب در مکه مشغول عبادت باشند
3 _ اگر کسی اعمالش تا پاسی از شب طول کشید و بعد از مکه به منی آمد و لو بعد از نیمه شب برسد مانعی ندارد
الف ) بیتوته در منی برای همه تا دو شب و برای سه دسته تا سه شب واجب است
1 _ کسی که صید کرده باشد
2 _ کسی که از نساء اجتناب نکرده است
3 _ کسی که غروب روز دوازدهم در منی باشد
ب ) ظاهرا حرمت صید احرامی با سعی و طواف نساء در حج برداشته می شود .
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم