بسم الله الرحمن الرحیم
الفسخ
یک سری عیوب هستند که اگر در مرد یا زن وجود داشته باشد و طرف مقابل از آن بی اطلاع باشد و بعد از عقد بفهمد حق دارد عقد ازدواج را فسخ نماید که اگر چه در برخی شرائط و جزئیات اختلاف است اما در اصل آن اختلاف نیست مثل جنون و جزام و برص و کوری و العرج و افضاء
اما سوا ل این بحث این است که این حق واقعا حق قابل اسقاط و شرط است یا حکم غیر قابل اسقاط و شرط است . مثلا اگر مرد همانطور که در بیع همه خیارات خود را اسقاط می کند در ازدواج نیز همه خیارات خود را اسقاط نماید و بعد یکی از عیوب مجوزه فسخ وجود داشته باشد و او پشیمان از اسقاط خیارات خود عقد نکاح را فسخ کند این فسخ موثر است یا خیر ؟
در مورد اسقاط این حق بیانی در کلام فقهاء پیدا نشد ولی از باب قاعده کلی باید گفت این هم از مواردی است که مجعول شارع است و انسان حق دخالت و جعل و یا رفع آن را ندارد و با اسقاط حق مطلقا از بین نمی رود . بلی مثل بقیه موارد دیگر چون فسخ عقد نکاح نیاز به عمل مرد یا زن دارد مرد و یا زن می تواند در ضمن عقد ازدواج یا هر عقد دیگری شرط نماید که این عمل ( فسخ نکاح ) را انجام ندهد و در این صورت باید طبق قول خود عمل کند و فسخ نکند . اما مثل بقیه موارد اگر خلاف شرع مرتکب شده و انجام داد ، نمی توان گفت عمل فسخ او لغو و بی اثر است بلکه با آنکه کار حرامی مرتکب شده است اما فسخ واقع شده است.
التدلیس
یکی از احکام مربوط به زندگی زناشویی مسئله تدلیس است که مرد یا زن خود را با وصفی که ندارد بتزویج دیگری در آورد . که برای فرد دیگر دو حق پیدا می شود . اول : میتواند نکاح را فسخ کند . دوم: میتواند به مدلس در مهریه ای که به زوجه پرداخته مراجعه کند. اما حق اول تابع مساله قبل بلکه همان مساله قبل است و همان حکم را دارد . اما در مورد حکم دوم ظاهرا احکام سائر معاملات مالی را دارد که با اسقاط آن حین العقد ساقط می شود و بعید است بگوییم چون مربوط به نکاح است غیر قابل اسقاط است . بنا بر این اگر زن در هنگام عقد به مرد بگوید اگر از ناحیه کسی تدلیس صورت گرفته باشد شما حق دریافت مهریه از او را نداری و این حق خود را اسقاط کن و مرد اسقاط نمود و بعد معلوم شد که تدلیس وجود داشته است ؛ مرد نمی تواند به مدلس برای دریافت مهریه رجوع کند چون حق خود را اسقاط نموده است. ولی اگر گفتیم این حکم است و قابل اسقاط نیست. حکم موارد قبل را خواهد داشت.
محمد عطایی باز بینی 26/8/94
نتایج
اصل فسخ حکم است و شرط اسقاط آن اثری ندارد اما شرط عدم استفاده از حق فسخ مانعی ندارد و صحیح و لازم الوفاء است.
در تدلیس هم حق فسخ و رجوع به مدلس وجود دارد که فسخ همان بحث اول است و حکم است اما عدم رجوع به مدلس حق مالی قابل اسقاط است .
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم