بسم الله الرحمن الرحیم
قاعده کلی که البته بدون استثناء نیست این است که بین نماز و روزه تلازم وجود دارد یعنی هرگاه نماز شکسته باشد نباید روزه گرفت و هر وقت نماز تمام باشد می توان روزه گرفت .
عروه : إذ المدار في تقصير الصوم على تقصير الصلاة فكلّ سفر يوجب قصر الصلاة يوجب قصر الصوم و بالعكس [1]
طبق قاعده کلی فردی که در روز به مسافرت می رود باید نمازش را شکسته بخواند و فرقی نمی کند که از شب قبل قصد مسافرت داشته باشد یا خیر و بنا بر این ، طبق قاعده این فرد نمی تواند روزه بگیرد . اما برخی این مورد را از استثنائات قاعده دانسته اند و گفته اند اگر از شب قصد مسافرت نداشته باشد با اینکه نمازش شکسته است اما میتواند یا باید روزه بگیرد .
عروه : و كذا يصح الصوم من المسافر إذا سافر بعد الزوال كما أنّه يصح صومه إذا لم يقصر في صلاته كناوي الإقامة عشرة أيّام، و المتردد ثلاثين يوما، و كثير السفر، و العاصي بسفره. [2]
بدون قید نوشته اند اگر مسافر بعد از ظهر مسافرت کند روزه او صحیح است و از مفهومش استفاده می شود که اگر قبل از ظهر مسافرت کند روزه اش مطلقا اشکال دارد .
زنجانی : مسأله 1730- در ماه رمضان اگر روزهدار از شب در فكر سفر نباشد- حتى به نحو ترديد- و در روز مسافرت كند بايد روزه را تمام كند، چه پيش از ظهر سفر كند، چه بعد از ظهر، و چنانچه از شب در فكر سفر باشد اگر بعد از ظهر مسافرت كند بايد روزه را بگيرد، و اگر پيش از ظهر مسافرت كند، وقتى به حد ترخص برسد مىتواند روزه را بخورد- و صحّت روزهگرفتن محلّ اشكال است[3]
خوئى، تبريزى: در صورتى كه از شب نيت سفر داشته باشد روزهاش باطل مىشود و الا بنا بر احتياط واجب روزه را تمام كند و بعداً قضا كند (تبريزى: بعداً قضا لازم نيست)[4]
شیخ طوسی : و من سافر عن بلده في شهر رمضان و كان خروجه قبل الزوال فإن كانت يبيت نية السفر أفطر، و عليه القضاء، و إن كان بعد الزوال لم يفطر، و متى لم يبت النية للسفر، و إنما تجددت له أتم ذلك اليوم و لا قضاء عليه. فإن جامع أو أفطر فيه فعليه الكفارة و القضاء.[5]
در مساله دو قول عمده وجود دارد
اول : الخروج قبل الزوال و بعده ذهب كثير من الفقهاء إلى أنّ الملاك في الإفطار و عدمه هو انّه لو خرج قبل الزوال يقصّر و يفطر، و إذا خرج بعده يقصر و لا يفطر. و هذا هو المشهور بين المتأخرين،
دوم : الملاك تبييت النية و الخروج قبل الزوال و يظهر من الشيخ في المبسوط انّ السبب المجوّز للإفطار هو اجتماع أمرين: تبييت النية ليلا مع كون الخروج قبل الزوال،
روایاتی که ملاک را تنها بعد از ظهر و قبل الظهر را ملاک جواز روزه دانسته است.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا سَافَرَ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَخَرَجَ بَعْدَ نِصْفِ النَّهَارِ فَعَلَيْهِ صِيَامُ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ يَعْتَدُّ بِهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِذَا دَخَلَ أَرْضاً قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَ هُوَ يُرِيدُ الْإِقَامَةَ بِهَا فَعَلَيْهِ صَوْمُ ذَلِكَ الْيَوْمِ فَإِنْ دَخَلَ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَلَا صِيَامَ عَلَيْهِ وَ إِنْ شَاءَ صَامَ.[6]
روایت صحیح است [7]
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الرَّجُلِ يُسَافِرُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ يَصُومُ أَوْ يُفْطِرُ قَالَ إِنْ خَرَجَ قَبْلَ الزَّوَالِ فَلْيُفْطِرْ وَ إِنْ خَرَجَ بَعْدَ الزَّوَالِ فَلْيَصُمْ وَ قَالَ يُعْرَفُ ذَلِكَ بِقَوْلِ عَلِيٍّ ع أَصُومُ وَ أُفْطِرُ حَتَّى إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ عُزِمَ عَلَيَّ يَعْنِي الصِّيَامَ.[8]
روایت حسن یا صحیح است [9]
2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا خَرَجَ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بَعْدَ الزَّوَالِ أَتَمَّ الصِّيَامَ فَإِذَا خَرَجَ قَبْلَ الزَّوَالِ أَفْطَرَ.[10]
روایت موثق است [11]
طبق این سه روایت که معتبر هم هست تنها ملاک را سفر قبل از ظهر برای افطار می داند و شرط دیگری را بیان نمی کند.
یعنی دو حالت داریم
1 _ سفر قبل از ظهر موجب افطار
2 _ سفر بعد از ظهر موجب بقاء روزه
اما دسته دیگری از روایات است که ملاک را نیت در شب می داند
669- 44- عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع فِي الرَّجُلِ يُسَافِرُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ أَ يُفْطِرُ فِي مَنْزِلِهِ قَالَ إِذَا حَدَّثَ نَفْسَهُ بِاللَّيْلِ بِالسَّفَرِ أَفْطَرَ إِذَا خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ وَ إِنْ لَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ مِنَ اللَّيْلَةِ ثُمَّ بَدَا لَهُ فِي السَّفَرِ مِنْ يَوْمِهِ أَتَمَّ صَوْمَهُ.[12]
روایت موثق است [13]
668- 43- وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَعْرِضُ لَهُ السَّفَرُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ حَتَّى يُصْبِحَ قَالَ يُتِمُّ صَوْمَهُ يَوْمَهُ ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ فَإِنَّهُ أَقْبَلَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمْ يَكُنْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَهْلِهِ إِلَّا ضَحْوَةٌ مِنَ النَّهَارِ قَالَ فَقَالَ إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ وَ هُوَ خَارِجٌ فَهُوَ بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ.[14]
این روایت در نظر مشهور ضعیف است اما محقق خویی آن را صحیح دانسته است [15]
طبق این دو روایت دو حالت وجود دارد
اول : از شب نیت داشته باشد که در روز مسافرت کند که روزه اش را افطار میکند
دوم : در روز تصمیم بگیرد که به مسافرت برود باید روزه بگیرد .
این دو دسته هر کدام به تنهایی به یک شرط اشاره میکند که مانعی ندارد اما وقتی با هم جمع شوند در دو ناحیه با هم تعارض پیدا میکنند .
اول : در شب نیت داشته باشد و قبل از ظهر به سفر برود که طبق هر دو روایت نباید روزه بگیرد .
دوم : در شب نیت نداشته باشد و بعد از ظهر مسافرت برود که طبق هر دو روایت باید روزه بگیرد .
سوم : در شب نیت داشته باشد و بعد از ظهر مسافرت کند که طبق روایت دسته اول باید روزه بگیرد اما طبق روایات دسته دوم باید افطار کند .
چهارم : در شب نیت نداشته باشد و قبل از ظهر مسافرت کند که طبق روایت دسته اول باید افطار کند اما طبق روایات دسته دوم باید روزه بگیرد که در دو ناحیه سوم و چهارم بین دو دسته تعارض پیدا می شود .
محقق خویی با کمک روایت رفاعه که صحیح دانسته است سعی نموده بین دو دسته جمع دلالی کند .
به این بیان که روایت رفاعه دارد " يعرض له السفر في شهر رمضان حين يصبح قال: «يتم صومه»." که از لفظ یعرض استفاده می شود که نیت سفر در شب نداشته است و مع ذلک فرموده روزه را بگیرد که معلوم می شود اگر نیت در شب داشته باشد و صبح حرکت کند نباید روزه بگیرد اما نسبت به بعد از ظهر ساکت است و میتواند قرینه باشد که مراد از روایت علی بن یقطین هم همین قسم باشد و لذا سفر بعد از ظهر و لو مسبوق به نیت شبانه باشد موجب افطار نمی شود .
اقای سبحانی به این بیان اشکال کرده اند
يلاحظ عليه: أنّه إنّما يتم إذ ورد القيد «حين يصبح» في كلام الإمام، دون ما إذا كان واردا في كلام الراوي فيحتمل أن لا يكون له دخل في الحكم و انّ الملاك للإفطار و عدمه، هو نية السفر ليلا و عدمه، فعلى الثاني يصوم مطلقا، و على الأوّل يفطر مطلقا، و بذلك ظهر انّ ما أتعب السيد الجليل في الجمع بين الصنفين من الروايات أمر لا تطمئن به النفس،[16]
مضافا بر اینکه روایت رفاعه نمی تواند روایت علی بن یقطین را تخصیص بزند برای اینکه یک حالت را گفته است و اصولا نسبت به حرکت بعد از ظهر ساکت است و لذا تعارض حرکت بعد از ظهر مسبوق به نیت که طبق روایت علی بن یقطین باید شکسته باشد با تمام بودن طبق روایات دسته اول باقی میماند .
بنا براین یکی از دو راه باقی میماند .
تعارض را پذیرفته و به دنبال مرجحات باب تعارض برویم که مخالفت عامه و تقیه می رسیم کما اینکه گفته شده
أمّا الجمهور فقد قال الشافعيّ: إذا نوى المقيم الصوم قبل الفجر ثمّ خرج بعد الفجر مسافرا، لم يفطر يومه «2»، و به قال أبو حنيفة «3»، و مالك «4»، و الأوزاعيّ، و أبو ثور، و اختاره النخعيّ و مكحول، و الزهريّ [17]
و بعد استقرار التعارض يمكن ترجيح الاولى من جهة مخالفتها للتقيّة على ما قيل، و بذلك يثبت الرأي الأوّل المشهور.[18]
و اگر تعارض بین دو دسته روایات را به طور کلی قبول نکنیم لا اقل در محل نزاع تساقط نموده و به عام فوق رجوع می شود که نتیجه در هر دو صورت افطار در حرکت قبل از ظهر است مطلقا .
بما انه لا ترجيح لأحد الاطلاقين على الاطلاق الآخر في كلا الموردين فيسقطان معا، و يرجع إلى العام الفوقي كالآية الشريفة و الروايات.[19]
من حیث المجموع به نظر می رسد قول محقق خویی قابل دفاع نباشد و نظر مشهور مبنی بر اینکه سبق نیت در شب تاثیری در حکم افطار ندارد و تنها ملاک افطار حرکت قبل از ظهر و بعد از ظهر است که در اولی افطار لازم است ودر دومی افطار جائز نیست . البته این با فرض رد نظر سید مرتضی است که سفر را مطلقا چه قبل از ظهر و چه بعد از ظهر موجب افطار می داند .
محمد عطایی 3/2/02
نتایج
الف ) نیت سفر در شب برای افطار روزه تاثیری ندارد .
ب ) کسی که قبل از ظهر سفرش را شروع کند نمیتواند روزه بگیرئد چه شب قبل نیت سفر داشته باشد و چه نداشته باشد.
ج ) کسی که بعد از ظهر سفرش را شروع کند می تواند بلکه باید روزه خود را ادامه دهد .
[1] . العروة الوثقى (المحشى)؛ ج3، ص: 623
[2] . العروة الوثقى (المحشى)، ج3، ص: 615
[3] . رساله توضيح المسائل (شبيرى)؛ ص: 355
[4] . توضيح المسائل (محشى - امام خمينى)؛ ج1، ص: 953
[5] . المبسوط في فقه الإمامية؛ ج1، ص: 284
[6] . الكافي (ط - الإسلامية)، ج4، ص: 132 و تهذيب الأحكام؛ ج4، ص: 229
[7] . مختلف الشيعة في أحكام الشريعة؛ ج3، ص: 471 و مجمع الفائدة و البرهان في شرح إرشاد الأذهان؛ ج3، ص: 410 و مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج16، ص: 334 و ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار؛ ج6، ص: 582
[8] . الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج4، ص: 131
[9] . مدارك الأحكام في شرح عبادات شرائع الإسلام؛ ج6، ص: 288 و مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج16، ص: 334 و الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج13، ص: 403 و جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج17، ص: 13
[10] . الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج4، ص: 131
[11] . مدارك الأحكام في شرح عبادات شرائع الإسلام؛ ج6، ص: 288 و مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج16، ص: 334 و الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج13، ص: 403
[12] . تهذيب الأحكام؛ ج4، ص: 228
[13] . المستند في شرح العروة الوثقى، الصوم1، ص: 448 و جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج14، ص: 285 و مستند الشيعة في أحكام الشريعة، ج8، ص: 291
[14] . تهذيب الأحكام؛ ج4، ص: 228
[15] . موسوعة الإمام الخوئي، ج21، ص: 481 و الصوم في الشريعة الإسلامية الغراء، ج1، ص: 430
[16] . الصوم في الشريعة الإسلامية الغراء؛ ج1، ص: 430
[17] . منتهى المطلب في تحقيق المذهب؛ ج9، ص: 288
[18] . دروس تمهيدية في الفقه الاستدلالي على المذهب الجعفري؛ ج1، ص: 316
[19] . تعاليق مبسوطة على العروة الوثقى (للفياض)؛ ج5، ص: 174
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم