بسم الله الرحمن الرحیم
مقرراتی را که شهرداری ها دارند مثل پرداخت نصف زمین تفکیک شده آیا لازم المراعات است و زمینی را که می گیرد حکم زمین غصبی را دارد ؟
جواب داده شده : تصرف در آن اشکال دارد .
به حکم اولی و طبق قاعده سلطنت هر فرد حق دارد کل مال خود را به هر نحو که خواست استفاده کند و به اصطلاح امروز تغییر کار بری دهد و حکومت حق ممانعت از آنرا ندارد و اگر بابت این تغییر کار بری کسی ممانعت کند ظالم محسوب شده و مالی که از مالک زمین میگیرد اکل مال به باطل است و حرام است .
مصطفوى : قاعدة السلطنة
المعنى: المراد من السلطنة هنا هو تسلّط المالك على ماله بنحو كامل شامل، فله أن يتصرف كيف يشاء، و ليس له أيّ مانع بالنسبة إلى أنحاء التصرفات المحلّلة، فكلّما شكّ في جواز التصرف و التسلط يتمسك بالقاعدة و يثبت الجواز. كما قال المحقق صاحب الجواهر رحمه اللّٰه: قاعدة سلطان المالك- و تسلط الناس على أموالهم- أصل لا يخرج عنه في محل الشك.[1]
بلی در مورد این قاعده بحث شده است که اگر تصرف مالک موجب ضرر به غیر مالک شود جائز نیست و ظاهرا این معنی هن اجماعی است و مخالفی ندارد .
شهید صدر : أوّلًا: لما تقدّم فيما سبق أن قاعدة السلطنة، ليس لها دليل لفظي معتبر ليمكن التمسّك بإطلاقه، و إنما هي قاعدة متصيّدة من الموارد المختلفة، مضافاً إلى الإجماع و السيرة، فيلتزم بها بمقدار قابلية هذه الأدلّة لا أوسع من ذلك. حينئذٍ فمن المحتمل أن لا تكون السلطنة ثابتة للشخص في ماله، حتى في تلك الحصة الملازمة للإضرار بالآخرين، و مع الشك في ذلك لا يمكن التمسّك بإطلاق الدليل، لأن مستنده لبي لا إطلاق له.
ثانياً: حتى لو سلّمنا أن مستند هذا الحديث كان دليلًا معتبراً، له إطلاق في نفسه، فإنه لا يمكن التمسّك بإطلاقه في المقام لإثبات جواز التصرّفات في موارد الإضرار بالآخرين؛ و ذلك لأننا: إما أن نفهم من قاعدة السلطنة، أنها في مقابل قانون الحجر المجعول على السفيه و نحوه، فتكون بياناً لما هو الأصل الأولي في الإنسان من عدم الحجر عليه. فهذا معناه أن القاعدة لا تشرّع تلك التصرّفات المشروعة التي من حق الشخص أن يتولّاها في ماله و لا تعيّنها، بل لا بد من استفادتها من أدلّة أخرى غير هذه القاعدة، و عليه فكل ما شك في كون تصرف ما جائزاً تكليفاً أو وضعاً، فلا يمكن الرجوع فيه إلى قاعدة السلطنة لإثبات جوازه.[2]
بنا بر این تصرف مالک و اقدام به ساختمان سازی اگر موجب ضرر به همسایه ها شود جائز نیست و حکومت می تواند با وضع قوانینی مانع ایجاد ضرر به دیگران شود و در این صورت رعایت ان قوانین لازم است و اشکال شرعی ندارد .
از طرفی در دنیای امروز کسی در زمین و ملک خود تصرفی ندارد که مستقل از حکومت باشد بلکه هر نوع تصرفی در نهایت پای حکومت را باز میکند چون در دنیای امروز حکومت و دولت موظف است برای مناطق مسکونی شهرها تاسیسات خاصی برای رفاح عموم ایجاد کند مثل راه و اب و برق و گاز و تلفن و مدرسه و پارک و فضای سبز و مسجد و تمام اینها تا وقتی زمین کشاورزی باشد نیاز نیست اما به محض اینکه تبدیل به مسکونی شد همه این امور باید رعایت شود و معلوم است که ایجاد این تاسیسات نیاز به مکان و هزینه است واین هزینه را مالک اولیه باید تامین کند .
بلی اگر کسی در میان بیابان بخواهد ساختمان بسازد و مطالبه هیچ یک از تاسیسات شهری را نداشته باشد آزاد است ومانعی ندارد و کسی حق ممانعت از او را ندارد اما کسی که بین شهر زمین وسیع کشاورزی دارد حد اکثر رفت و آمد در ان زمین به مقدار تفریح چند خانواده و جمع آوری محصولات آن است اما اگر آن زمین مجموعه مسکونی شود چه مقدار بار ترافیکی در خیابانها شهر ایجاد میکند و مدیریت شهری باید این مشکلات را حل کند و ظاهرا با تغییر کار بری باید مقدرای از زمین در اختیار این امور قرار گیرد و تا مقدار لازم هیچ اشکالی ندارد بلکه لازم است و مالک زمین باید بدهد .
البته کار شناسان شهر سازی باید دقت کنند و محاسبات دقیق انجام دهند و سعی کنند به حد اقل موارد مورد نیاز بسنده کنند.
محمد عطایی 11/3/00
نتایج
گرفتن مقداری از زمین برای تغییر کاربری توسط شهرداری طبق ضوابط و با دقت در محاسبه مانعی ندارد .
[1] . مائة قاعدة فقهية؛ ص: 136
[2] . قاعدة لا ضرر و لا ضرار (للشهيد الصدر)؛ ص: 383
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم