بسم الله الرحمن الرحیم
نکاح مریض ( مریضی که احتمال قوی فوت مریض در اثر آن مریضی می میرد )
شیخ طوسی : و لا بأس للمريض أن يتزوّج في حال مرضه. فإن تزوّج و دخل بها، ثمَّ مات، كان العقد ماضيا، و توارثا. و إن مات قبل الدّخول بها، كان العقد باطلا.[1]
ابن براج : و يجوز للرجل ان يتزوج و هو مريض، فان دخل بالزوجة، و مات، كان العقد ماضيا، و صح التوارث بينهما، و ان مات قبل الدخول بها، كان العقد باطلا، و لم يصح بينهما توارث على حال.[2]
ابن زهره : و إذا تزوج المريض و مات قبل الدخول بطل العقد و لم ترثه المرأة.[3]
ابن ادريس : و لا بأس للمريض أن يتزوج في حال مرضه، فإن تزوج و دخل بها ثمّ مات، كان العقد ماضيا، و توارثا، و إن مات قبل الدخول بها و البراء، كان العقد باطلا، على ما رواه أصحابنا و أجمعوا عليه.[4]
علامه حلی : و لو تزوّج المريض و مات في مرضه ورثت إن دخل، و إلّا بطل العقد و لا ميراث لها و لا مهر. و لو ماتت هي قبل الدخول ففي توريثه منها نظر. و لو برئ ثمّ مات توارثا مطلقا.[5]
شهید ثانی : الزوجان يتوارثانو يصاحبان جميع الورثة مع خلوهما من الموانع- و إن لم يدخل الزوج- إلا في المريض الذي تزوج في مرضه فإنه لا يرثها و لا ترثه- إلا أن يدخل أو يبرأ من مرضه- فيتوارثان بعده و إن مات قبل الدخول و لو كانت المريضة هي الزوجة توارثا و إن لم يدخل على الأقرب كالصحيحة عملا بالأصل- و تخلفه في الزوج لدليل خارج لا يوجب إلحاقها به لأنه قياس-.[6]
مرحوم حکیم و تعدادی از مراجع معاصر : (مسألة 14) قد تقدم في كتاب الطلاق انه لو تزوج المريض و دخل بزوجته ورثته ، و إذا مات قبل الدخول فنكاحه باطل و لا مهر لها و لا ميراث و كذا لو ماتت قبل الدخول بها ثم مات هو في مرضه . [7]
آقای فاضل : مسألة 3: لو نكح المريض في مرضه، فإن دخل بها أو برأ من ذلك المرض يتوارثان، و إن مات في مرضه و لم يدخل بطل العقد و لا مهر لها و لا ميراث، و كذا لو ماتت في مرضه ذلك المتصل بالموت قبل الدخول لا يرثها،[8]
دلیل این مساله چند روایت است
روایت اول : 5667 رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ [9] قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ فِي مَرَضِهِ فَقَالَ إِذَا دَخَلَ بِهَا فَمَاتَ فِي مَرَضِهِ وَرِثَتْهُ وَ إِنْ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا لَمْ تَرِثْهُ وَ نِكَاحُهُ بَاطِلٌ . [10]
روایت به نظر برخی صحیحه [11] اما صاحب جواهر با لفظ خبر [12] و آقای سبزواری به عنوان معتبر [13] به آن اشاره کرده اند .[14]
روایت دوم : 1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ [15]قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَرِيضِ أَ لَهُ أَنْ يُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ فِي تِلْكَ الْحَالِ قَالَ لَا وَ لَكِنْ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ إِنْ شَاءَ فَإِنْ دَخَلَ بِهَا وَرِثَتْهُ وَ إِنْ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا فَنِكَاحُهُ بَاطِلٌ.[16]
به نظر می رسد کسانی که در سند تردید داشته اند از ناحیه عبید بن زراره است ولی هم خود او توثیق شده است و هم ابن بکیر که از اصحاب اجماع است از او نقل کرده است و این باعث شده برخی روایت را صحیح و معتبر بدانند [17]و مجلسی روایت را موثق کالصحیح بداند [18]
روایت سوم : 12- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: لَيْسَ لِلْمَرِيضِ أَنْ يُطَلِّقَ وَ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ فَإِنْ هُوَ تَزَوَّجَ وَ دَخَلَ بِهَا فَهُوَ جَائِزٌ وَ إِنْ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا حَتَّى مَاتَ فِي مَرَضِهِ فَنِكَاحُهُ بَاطِلٌ وَ لَا مَهْرَ لَهَا وَ لَا مِيرَاثَ.[19]
سند روایت خوب است و به علت ابراهیم حسن مثل صحیح دانسته شده [20]
از این سه روایت استفاده می شود که اگر مردی در حال مریضی ازدواج کند و قبل از همبستر شدن با زن بمیرد ازدواج باطل است و طبعا زن از مرد ارث نمی برد و مهریه هم به او تعلق نمی گیرد . البته این معنی مطرح شده است که دخول شرط صحت عقد ازدواج است یا شرط لزوم عقد است . ظاهر عبارت روایات این است که شرط صحت است و اشکال شده که نمی شود شرط صحت باشد چون وطی زن جائز است و اگر نکاح بدون شرط باطل باشد نکاح جائز نیست [21] و برخی گفته اند عقد صحیح است و دخول کاشف از صحت است مثل عقد فضولی .
ولی با توجه به اینکه اصل اولی در ارث بردن زن و شوهر است .
آقای سبحانی : إنّ مقتضى القاعدة هو صحّة عقد المريض و المريضة و إن ماتا بذلك المرض قبل البرء، فالحكم بالبطلان في خصوص موت الزوج قبل الدخول، أو الأعمّ منه و من موت الزوجة قبله، مخالف لمقتضى القاعدة المستفادة من الكتاب و السنّة أي ما يأمر بالنكاح و الزواج مطلقاً، أضف إلى ذلك أنّ الزوج المريض ربّما يحتاج إلى الممرضة فيتزوّج لتلك الغاية الصحيحة لا بقصد الاضرار. فالحكم بالبطلان لتلك الغاية الصحيحة يحتاج إلى دليل، فلو قام الدليل في مورد على البطلان نأخذ به و إلّا فالمحكّم هو القاعدة الأُولى.[22]
باید گفت ارث نبردن محدود به قدر متیقن است که مرد در همان مریضی قبل از همبستر شدن بمیرد و در این صورت فرقی نمی کند که زن زنده باشد یا قبل از فوت مرد بمیرد . اما اگر مرد خوب شود ازدواج مثل افراد سالم می شود و مطلقا صحیح است و زن از مرد ارث می برد ولو مرد قبل از همبستر شدن با زن بمیرد ویا زن بمیرد . بنا بر این ازدواج مرد بیمار به چند حالت منتهی می شود .
1 _ مرد در اثر همان بیماری قبل از دخول بمیرد .
در این فرض به نص روایات ازدواج باطل است . زن ارث نمی برد و حق مهریه و امور دیگر را ندارد
2 _ مرد در اثر همان بیماری بعد از دخول بمیرد .
در این فرض ازدواج صحیح است و تمام احکام زن و شوهر عادی جاری می شود .
3_ مرد از آن بیماری خوب شود و در اثر حادثه ای قبل از دخول بمیرد .
اگر در دو روایت دوم و سوم دقت شود قید مات فی مرضه وارد شده است که اشعار بلکه صراحت دارد که مرگ باید در اثر مرض باشد اما اگر مرگ به علت دیگری غیر از مرض باشد دیگر روایت شامل آن نمی شود بنا بر این باید طبق قاعده اصلی بگوییم زن ارث می برد و ازدواج باطل نخواهد بود . بلی اگر دخول را شرط صحت بدانیم در این صورت شرط حاصل نشده است و ازدواج باطل خواهد بود و لازمه بطلان ازدواج عدم ارث و مهریه خواهد بود ولی بیان شد که دخول نمی تواند شرط صحت باشد
4 _ زن در حال بیماری مرد قبل از دخول بمیرد و مرد هم بعد از زن در اثر همان بیماری بمیرد .
در فرض سوال از اطلاق روایات به دست می آید که ازدواج باطل است و مرد از زن ارث نمی برد کما اینکه ورثه زن حق مطالبه مهریه را ندارند
5 _ زن در حال بیماری مرد قبل از دخول بمیرد و مرد از بیماری نجات یافته و خوب شود.
این فرض مثل فرض سوم است که باید به قید مات فی مرضه توجه کرد که ظاهر این است که این مرد مات فی مرضه نبوده است و ازدواج او مثل سائر افراد عادی است که صحیح است . منتهی زن فوت کرده است و مرد حق مطالبه ارث دارد و از طرفی چون زن غیر مدخوله فوت کرده است اختلاف در مقدار مهریه اینجا جاری است و علی ای حال استحقاق مطالبه نصف یا تمام مهریه برای ورثه زن باقی است .
محمد عطایی 4/4/98
نتایج
اگر مرد مریضی با زنی ازدواج کند
1 _ اگر مرد با زن همبستر شود ازدواج صحیح است و ارث و مهریه مترتب می شود
2 _ اگر مرد قبل از همبستر شدن با همان مرض بمیرد ازدواج باطل است و هیچ اثری ندارد .
3 _ اگر مرد از بیماری خوب شود و در اثر حادثه دیگری قبل از دخول بمیرد . طبق قاعده عقد صحیح است و آثار عقد صحیح مثل ارث ومهریه بر آن مترتب می شود .
4 _ اگر زن قبل از دخول بمیرد و بعد مرد در اثر همان بیماری بمیرد عقد باطل است و اثری برآن مترتب نمیشود.
5 _ اگر زن قبل از دخول بمیرد و مرد خوب شود ظاهرا عقد محکوم به صحت است و اثر ارث و مهریه بر ان مترتب می شود.
[1] . النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى؛ ص: 460
[2] . المهذب (لابن البراج)؛ ج2، ص: 189
[3] . غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع؛ ص: 331
[4] . السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى؛ ج2، ص: 548
[5] . قواعد الأحكام في معرفة الحلال و الحرام؛ ج3، ص: 376
[6] . الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)؛ ج2، ص: 326
[7] . منهاج الصالحين (المحشى للحكيم)؛ ج2، ص: 408 و منهاج الصالحين (للخوئي)؛ ج2، ص: 373 و جامع الأحكام الشرعية (للسبزواري)؛ ص: 630؛ و منهاج الصالحين (للتبريزي)؛ ج2، ص: 471؛ و منهاج الصالحين (للوحيد)؛ ج3، ص: 427و منهاج الصالحين (للروحاني)؛ ج2، ص: 698
[8] . تفصيل الشريعة في شرح تحرير الوسيلة - الطلاق، المواريث؛ ص: 459
[9] . ثقة، لا بأس به
[10] . من لا يحضره الفقيه، ج4، ص: 311 و وسائل الشيعة؛ ج26، ص: 231
[11] . الأنوار اللوامع في شرح مفاتيح الشرائع (للفيض)، ج14، ص: 327 و رياض المسائل (ط - الحديثة)، ج14، ص: 391و مستند الشيعة في أحكام الشريعة، ج19، ص: 389
[12] . جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج39، ص: 220
[13] . مهذب الأحكام (للسبزواري)، ج30، ص: 198
[14] . در طريق صدوق در مشيخه «الفقيه» به حسن بن محبوب، محمد بن موسى بن متوكل وجود دارد كه توثيقى از قدماء در رابطه با او نشده است، لكن به جهات ديگرى اين روايت محكوم به صحت مىشود كه عبارتند از:الف. وى از مشايخ مهم و معتمدين شيخ صدوق است به طورى كه شيخ صدوق با وجود سختگيرىاش در نقل روايات، اجازه نقل بسيارى از كتب را از او گرفته است، علاوه بر اينكه مرحوم سيد بن طاووس دعواى اتفاق بر وثاقت او كرده است.ب. كتاب حسن بن محبوب از كتب بسيار مشهور و متواتر النسبة به مؤلفش بوده است.ج. شيخ طوسى اين كتاب را در فهرست از طريق شيخ صدوق از پدرش از سعد بن عبد الله از عدهاى از مشايخ ثقات مانند احمد بن محمد بن عيسى، هيثم بن ابى مسروق نهدى و معاوية بن حكيم از حسن بن محبوب نقل مىكند و در اين طريق ديگر محمد بن موسى بن متوكل وجود ندارد. خلاصه اين روايت صحيح السند است.( كتاب نكاح (زنجانى)، ج22، ص: 7094 )
[15] . ثقة ثقة، عين، لا لبس فيه و لا شك
[16] . الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج6، ص: 121 و من لا يحضره الفقيه، ج3، ص: 545 و تهذيب الأحكام، ج8، ص: 77
[17] . الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج25، ص: 315
[18] . مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج21، ص: 207 و الأنوار اللوامع في شرح مفاتيح الشرائع (للفيض)؛ ج14، ص: 327
[19] . الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج6، ص: 123
[20] . روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه؛ ج9، ص: 213 و مستند الشيعة في أحكام الشريعة؛ ج19، ص: 389 و الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج25، ص: 315 و جامع المدارك في شرح مختصر النافع، ج4، ص: 531
[21] . نظام الإرث في الشريعة الإسلامية الغراء، ص: 340
[22] . نظام الإرث في الشريعة الإسلامية الغراء؛ ص: 339
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم