بسم الله الرحمن الرحیم
صید ماهی با برق
آقایان تبریزی . بهجت و مکارم تصریح کرده اند که اشکال دارد
صيد ماهى، بوسيلۀ برق چه صورت دارد؟
- حكم صيد ماهى از طريق انفجار و اتصال برق و يا ريختن زهر چيست؟
- بايد زنده از آب گرفته شده و در خارج آب بميرد، و اللّه العالم.[1]
باسمه تعالى؛ اگر در اثر برق گرفتگى در آب بميرد، حرام است، و الله العالم.[2]
ج. چنان چه ماهى در آب بميرد، حرام است.[3]
جواب: اشكال دارد، مگر اين كه بيرون از آب بميرد.[4]
د رجواب این سوال : تغذیه فروشى ماهى را ازحوضچه گرفته و در ظرف آب مىاندازد و با اتصال برق آن را کشته و سپس طبخ مىنماید. لطفاً نظر مراجع عظام تقلید را بیان فرمایید آیا خوردن این ماهى جایز است؟
در پاسخ این سوال آقایان خامنهای، سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی،.[5] گفته اند اشکال دارد .
مساله این است که اگر ماهی بعد از افتادن در شبکه صید در آب بمیرد حلال است یا حرام .
از شیخ طوسی در تهذيب الأحكام؛ ج9، ص: 11 و ابن ادریس در السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، ج3، ص: 91 و محقق حلی در شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام؛ ج3، ص: 163 تا مرحوم اصفهانی و خمینی در وسيلة النجاة (مع حواشي الإمام الخميني)، ص: 604 و حکیم در منهاج الصالحين (للسيد محمد سعيد)؛ ج3، ص: 204 و منهاج الصالحين (المحشى للحكيم)؛ ج2، ص: 355 اتستفاده می شود که اگر ماهی داخل آب بمیرد ولو بعد از صید حرام است .
اما اقایان خوئي و تبريزي و سيستاني و وحيد و روحاني و فياض [6] و ، فاضل، زنجانى[7] و صافی [8] و مکارم [9] و گلپایگانی [10] ونورى[11] و سبزواری در جامع الأحكام الشرعية (للسبزواري)؛ ص: 528 نوشته اند حلال است هر چند سه نفر اخیر احتیاط کرده اند.
مسألة 828: إذا نصب شبكة أو صنع حظيرة في الماء لاصطياد السمك فدخلها ثم نضب الماء بسبب الجزرأو غيره فمات بعد نضوب الماء صار ذكيا و حلّ أكله، و أما إذا مات قبل نضوب الماء فهل هو حلال أم لا؟ قولان أقواهما الحلية.[12]
9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ صَيْدِ الْمَجُوسِيِّ لِلْحِيتَانِ حِينَ يَضْرِبُونَ عَلَيْهَا بِالشِّبَاكِ وَ يُسَمُّونَ بِالشِّرْكِ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِصَيْدِهِمْ إِنَّمَا صَيْدُ الْحِيتَانِ أَخْذُهُ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَظِيرَةِ مِنَ الْقَصَبِ تُجْعَلُ فِي الْمَاءِ لِلْحِيتَانِ تَدْخُلُ فِيهَا الْحِيتَانُ فَيَمُوتُ بَعْضُهَا فِيهَا فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ إِنَّ تِلْكَ الْحَظِيرَةَ إِنَّمَا جُعِلَتْ لِيُصَادَ بِهَا.[13]
روایت به علت ابراهیم حسن شمرده شده است [14]
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ[15] عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَيْدٍ [16]عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي الرَّجُلِ يَنْصِبُ شَبَكَةً فِي الْمَاءِ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى بَيْتِهِ وَ يَتْرُكُهَا مَنْصُوبَةً وَ يَأْتِيهَا بَعْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ وَقَعَ فِيهَا سَمَكٌ فَيَمُتْنَ فَقَالَ مَا عَمِلَتْ يَدُهُ فَلَا بَأْسَ بِأَكْلِ مَا وَقَعَ فِيهَا.[17]
روایت صحیح است [18]
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ[19] عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى[20] عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ صَيْدِ الْمَجُوسِيِّ لِلسَّمَكِ حِينَ يَضْرِبُونَ بِالشَّبَكِ وَ لَا يُسَمُّونَ وَ كَذَلِكَ الْيَهُودِيُّ فَقَالَ لَا بَأْسَ إِنَّمَا صَيْدُ الْحِيتَانِ أَخْذُهَا.[21]
روایت به علت عثمان بن عیسی موثق است [22]
از اطلاق این روایات استفاده می شود که حتی اگر در آب هم بمیرند حلال است . تا جایی که شسخ طوسی که معتقد بوده مردن ماهی در آب موجب حرمت است درفرض شک کل ماهیها را حلال می داند
شیخ طوسی : وَ إِذَا نَصَبَ الصَّائِدُ شَبَكَةً فَوَقَعَ فِيهَا سَمَكٌ كَثِيرٌ فَمَاتَ بَعْضُهُ فِي الْمَاءِ وَ لَا يَتَمَيَّزُ لَهُ جَازَ أَكْلُ الْجَمِيعِ فَإِنْ تَمَيَّزَ لَهُ لَمْ يَجُزْ لَهُ أَكْلُ مَا مَاتَ فِيهِ وَ كَذَلِكَ حُكْمُ الْحَظِيرَةِ الَّتِي يُصَادُ بِهَا.[23]
مجلسی : ظاهره الاكتفاء بنصب الشبكة للاصطياد و إن ماتت السمكة في الماء كما ذهب إليه بعض القدماء، و هو ظاهر الكليني، و المشهور خلافهم و يمكن حمله على كون بعض الشبكة خارج الماء، فماتت في ذلك البعض أو على شبكة تنصب لتقع فيها السمك بعد نقص الماء و نصبه عنها كما هو الشائع في البصرة و أشباهها مما يظهر فيه أثر المد و الجزر.[24]
و يمكن ان تستفاد من اطلاق الصحيحة الحلية و تحقق التذكية حتى على تقدير الموت قبل نضوب الماء.[25]
44- 44- الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ [26]عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ[27] عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ[28] قَالَ: أَمَرْتُ رَجُلًا يَسْأَلُ لِي أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنْ رَجُلٍ صَادَ سَمَكاً وَ هُنَّ أَحْيَاءٌ ثُمَّ أَخْرَجَهُنَّ بَعْدَ مَا مَاتَ بَعْضُهُنَّ فَقَالَ مَا مَاتَ فَلَا تَأْكُلْهُ فَإِنَّهُ مَاتَ فِيمَا كَانَ فِيهِ حَيَاتُهُ.[29]
روایت مرسله است چون معلوم نیست عبد مومن چه کسی را واسطه قرار داده است . و در ثانی حمل بر کراهت می شود نه اینکه مقید روایات صحیح بالا باشد.
فبالامكان حملها على الكراهة بقرينة صحيحة الحلبي، فان ذلك قد يكون اقرب عرفا من تقييد الصحيحة بحالة الموت بعد نضوب الماء.[30]
بعد از قبول قول محقق خویی که لازم نیست ماهی حتما خارج از آب بمیرد بلکه اگر بعد از صید داخل آب هم بمیرد و یا انسان آنرا بکشد حلال است . باید استفتایی که از آقایان شده و اکثرا اشکال کرده اند ؛ بررسی شود .
برخی اقایان دارند : (مسألة 30): لا يعتبر في حلّيّة السمك بعد ما أُخرج من الماء حيّاً أو أُخذ حيّاً بعد خروجه أن يموت خارج الماء بنفسه، فلو قطعه قبل أن يموت و مات بالتقطيع، بل لو شوّاه حيّاً حلّ أكله. بل لا يعتبر في حلّه الموت من أصله فيحلّ بلعه حيّاً، بل لو قطع منه قطعة و أُعيد الباقي إلى الماء حلّ ما قطعه؛ سواء مات الباقي في الماء أم لا، نعم لو قطع منه قطعة و هو في الماء حيّ أو ميّت لم يحلّ ما قطعه.[31]
بنا بر این در فرض سوال که ماهی گیر بعد از گرفتن ماهی به قصد صید و کشتن آن آن را داخل اب انداخته و با وسیله ای آن را می کشد و فرقی نمی کند آن وسیله چاقو باشد یا کوبیدن سر حیوان به سنگ و یا برق و یا ابزار دیگری وجهی برای حرمت وجود ندارد بلی کسانی که مردن داخل آب را موجب حرمت می دانند این نوع کشتن را اجازه نمی دهند و این در حالی است که تمام کسانی که اشکال کرده اند ، مردن داخل اب بعد از صید را موجب حرمت نمی دانند . لذا به نظر میرسد در جواب فوق دقت کافی نشده است .
نکته دیگری درمورد کشتن ماهی با سم است
(مسألة 27): إذا طفى السمك على وجه الماء بسبب ابتلاعه ما يسمّى بالسم أو عض حيوان له أو غير ذلك مما يوجب عجزه عن السباحة فإن أخذ حيّا صار ذكيا و حلّ أكله، و إن مات قبل ذلك حرم.[32]
افرادی که متعرض شده اند گفته اند حرام است و اقای ایروانی تو ضیح داده : و اما عدم حلية السمك لو طفا بالقاء السم فباعتبار ان التذكية لا تتحقق الا بالاخذ او الاصطياد بتوسط الحظيرة، و المفروض عدمهما، و معه فلا يحل الا اذا اخذ من الماء و هو بعد حي.[33]
که در صدق صید با سم تردید کرده است و حکم به حرمت داده است که البته با قبول مبنی یعنی عدم صدق صید با سم مطلب کامل است اما با تردید در صدق صید ظاهرا محل اشکال است.
برخی گفته اند : و ذلك لأن ظاهر كلامهم تخصيص آلات الصيد الجمادية أعني غير الكلب و نحوه من الحيوانات بأشياء مخصوصة ليس هذا منها.[34]
به نظر می رسد از لحاظ عرفی سم ریختن در برخی شرائط خاص مصداق صید قرار می گیرد و با صدق صید فرقی نمی کند که ماهی در آب بمیرد یا بیرون از اب و علی ای حال حلال است. و کسی که سم را به قصد صید ریخته است مالک ماهیها می شود و تردید برخی اقایان در این قسمت محل تامل است .
مساله دیگری که مطرح شده و به نحن فیه مرتبط است عبارت است از
مرحوم اصفهانی : مسألة: 29 لو طفي السمك على الماء و زال امتناعه بسبب من الأسباب مثل أن ضرب بمضراب أو بلع ما يسمى بالزهر في لسان بعض الناس أو غير ذلك، فإن أدركه إنسان و أخذه و أخرجه من الماء قبل أن يموت حل و ان مات على الماء حرم، و ان ألقى الزهر أحد فبلعه السمك و صار على وجه الماء لم يملكه الملقي ما لم يأخذه، فلو أخذه غيره ملكه، من غير فرق بين ما إذا لم يقصد سمكا معينا- كما إذا ألقاه في الشط فبلعه بعض السموك- أو قصد سمكا معينا و ألقاه له فبلعه فطفى على الماء، على اشكال في الثاني، لاحتمال كونه كاثبات صيد البر و ازالة امتناعه بالرمي، و قد مر في بابه أنه للرامي فلا يملكه غيره بالأخذ، و كذلك الحال فيما إذا أزيل امتناع السمك باستعمال آلة- كما لو رماه بالرصاص فطفى على الماء و فيه حياة- بل الأمر فيه أشكل لقوة احتمال كونه ملكا لراميه لا لمن أخذه. [35]
آقایان گلپایگانی و خمینی و سبزواری و صافی [36] حاشیه دارند: لأن الأخذ باليد طريق لحصول الاستيلاء عليه بقرينة ورود الشبكة في الروايات، و الظاهر أنها أيضا إنما وردت من باب المثال في كل وجه حصل الاستيلاء العرفي عليه تحصل الملكية، و بإزالة امتناع السمك يحصل الاستيلاء عليه فتحصل الملكية.[37]
ظاهرا حق با محشین است که این کار عرفا استیلاء و صید محسوب می شود مخصوصا اگر با قصد و نیت صید باشد و اینکه ممکن است با سم دادن حیوان دور از دسترس قرار گیرد و فرد به آن نرسد مانعی ندارد ودر تمام انواع صید این احتمال به صورت کم یا زیاد وجود دارد که صیاد به صید نرسد . ولی اشکالی به صدق عنوان صید نمی زند.
اما صید با برق فشار قوی که باز هم تمام کسانی که متعرض شده اند نوشته اند اشکال دارد .
آنچه مسلم است اگر ماهی در اب خود بخود بمیرد حرام است اما بنا بر نظر غیر مشهور اگر ماهی صید شود و بعد از صید در آب بمیرد حلال است و لازم نیست حتما بعد از صید خارج از آب بمیرد. بنا بر این اگر ماهی به واسطه شوک الکتریکی صید شود و در خارج از آب بمیرد یقینا حلال است واگر هم داخل اب بمیرد باید طبق مبنی حلال باشد .
از لحاظ مصداقی شاید اختلافی نباشد که اگر کسی با دستگاه کوچکی با شوک الکتریکی یک ماهی را بگیرد و لو ماهی بعد از شوک داخل اب بمیرد حلال است صدق صید با دستگاه می کند و بنا بر اینکه ماهی بعد از صید در اب مرده است حلا ل است مگر کسی بگوید از لحاظ عرفی صید با دستگاه الکتریکی اصولا صید نیست که کاملا مکابره است و یا بگوید صید است و لی ماهی وقتی با تور ماهیگیری صید شود ودر آب بمیرد حلال است و الا حرام است که این سخن هم دلیل ندارد و یا گفته شود صید تنها با وسائل خاص و معهود جائز است و الا اصلا جائز نیست که این معنی هم قابل اثبات نیست .
حال اگر دستگاه بزرگ شد و ماهیان بسیاری با این روش صید شد ایا در صدق صید اشکال است و یا در صدق مردن بعد از صید در اب . بلی ممکن است کسی بگوید با شوک الکتریکی ماهی اول میمیرد و بعد صید می شود که ظاهرا صحیح نیست چون ماهی در تور نیز همین حالت را دارد چون اگر مراد از کار صیاد ایجاد وسیله است فرقی بین گذاشتن تور و وارد کردن شوک وجود ندارد و اینکه ماهی بعد از گرفتار شدن در تور و یا دریافت شوک می میرد باز هم با هم فرقی نمی کند . و تنها فرق در این است که در تور تمام ماهیها معمولا به دست صیاد می افتد اما در صید با شوک ممکن است برخی ماهیها بعد از دریافت شوک و مردن از دسترس صیاد خارج شوند که بیان شد مشکلی در صدق عنوان صید نمی کند.
محمد عطایی 1/10/97
نتایج
الف ) طبق نشر مشهور اگر ماهی بعد از صید با تور در آب بمیرد حلال نیست . ولی قول به حلیت قابل دفاع است
ب) نظر آقایانی که متعرض مساله شده اند این است که صید ماهی با شوک موجب حلیت آن نمی شود .
ج ) ظاهرا از لحاظ قواعد می توان گفت صید با شوک مشکلی ایجاد نمی کند .
[1] . استفتاءات جديد (تبريزى)؛ ج2، ص: 390
[2] . استفتاءات جديد (تبريزى)؛ ج1، ص: 397
[3] . استفتاءات (بهجت)؛ ج4، ص: 375
[4] . استفتاءات جديد (مكارم)؛ ج1، ص: 280
[5] . http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa59122
[6] . . منهاج الصالحين (للخوئي)؛ ج2، ص: 333 و منهاج الصالحين (للتبريزي)؛ ج2، ص: 426 و منهاج الصالحين (للسيستاني)؛ ج3، ص: 273 و منهاج الصالحين (للوحيد)؛ ج3، ص: 380 و منهاج الصالحين (للروحاني)؛ ج2، ص: 625 و منهاج الصالحين (للفياض)؛ ج3، ص: 154
[7] . توضيح المسائل (محشى - امام خمينى)؛ ج2، ص: 590
[8] . هداية العباد (للصافي)؛ ج2، ص: 280
[9] . توضيح المسائل (محشى - امام خمينى)؛ ج2، ص: 591
[10] . هداية العباد (للگلبايگاني)؛ ج2، ص: 216
[11] . توضيح المسائل (محشى - امام خمينى)؛ ج2، ص: 590
[12] . منهاج الصالحين (للخوئي)؛ ج2، ص: 333 و منهاج الصالحين (للتبريزي)؛ ج2، ص: 426 و منهاج الصالحين (للسيستاني)؛ ج3، ص: 273 و منهاج الصالحين (للوحيد)؛ ج3، ص: 380 و منهاج الصالحين (للروحاني)؛ ج2، ص: 625 و منهاج الصالحين (للفياض)؛ ج3، ص: 154
[13] . الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج6، ص: 217
[14] . مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج21، ص: 359
[15] . 850 فضالة بن أيوب الأزدي ثقة في حديثه، مستقيما في دينه.
[16] . 857 القاسم بن بريد بن معاوية العجلي ثقة،
[17] . الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 218
[18] . مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج21، ص: 360 و مستند الشيعة في أحكام الشريعة؛ ج15، ص: 464 و جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج36، ص: 170
[19] . 182 أحمد بن محمد بن خالد بن عبد الرحمن بن محمد بن علي البرقي كان ثقة في نفسه، يروي عن الضعفاء و اعتمد المراسيل.
[20] . 817 عثمان بن عيسى أبو عمرو العامري الكلابي و كان شيخ الواقفة و وجهها
[21] . الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج6، ص: 217
[22] . مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج21، ص: 357 و رياض المسائل (ط - الحديثة)؛ ج13، ص: 345 و فقه الصادق عليه السلام (للروحاني)؛ ج24، ص: 63
[23] . تهذيب الأحكام، ج9، ص: 11
[24] . مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج21، ص: 359
[25] . دروس تمهيدية في الفقه الاستدلالي على المذهب الجعفري، ج3، ص: 176
[26] . 719 علي بن النعمان الأعلم النخعي و كان ثقة، وجها، ثبتا، صحيحا، واضح الطريقة.
[27] . 559 عبد الله بن مسكان أبو محمد [عنزة]، ثقة
[28] . 655 عبد المؤمن بن القاسم بن قيس بن قيس بن قهد الأنصاري ثقة
[29] . تهذيب الأحكام، ج9، ص: 12
[30] . دروس تمهيدية في الفقه الاستدلالي على المذهب الجعفري، ج3، ص: 176
[31] . وسيلة النجاة (مع حواشي الإمام الخميني)؛ ص: 604 و مهذب الأحكام (للسبزواري)، ج23، ص: 51 و هداية العباد (للگلبايگاني)، ج2، ص: 217 و منهاج الصالحين (للسيستاني)، ج3، ص: 274 و هداية العباد (للصافي)، ج2، ص: 281
[32] . جامع الأحكام الشرعية (للسبزواري)؛ ص: 528 و حکیم در حواريات فقهية؛ ص: 223 و در مرشد المغترب، توجيهات و فتاوى؛ ص: 259 و منهاج الصالحين (للسيد محمد سعيد)؛ ج3، ص: 205 و اقای سیستانی در الفتاوى الميسرة؛ ص: 285
[33] . دروس تمهيدية في الفقه الاستدلالي على المذهب الجعفري؛ ج3، ص: 177
[34] . الأنوار الحيرية و الأقمار البدرية الأحمدية، ص: 22
[35] . وسيلة النجاة (مع حواشي الگلپايگاني)، ج3، ص: 38
[36] . هداية العباد (للصافي)، ج2، ص: 281
[37] . مهذب الأحكام (للسبزواري)، ج23، ص: 51
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم