بسم الله الرحمن الرحیم
اگر محرم بعد از اینکه مریض شد و از ادامه راه باز ماند گرفتار ظالمی شد و یا بعد از اینکه گرفتار ظالمی شد مریض هم شد چه وظیفه ای دارد و با احکام کدام یک از صد یا حصر از احرام خارج شود.
شهید در مسالک آورده : فلو اجتمعا على المكلّف بأن مرض و صدّه العدوّ، ففي ترجيح أيّهما، أو التخيير بينهما فيأخذ حكم ما اختاره، أو الأخذ بالأخفّ من أحكامهما أوجه، أجودها الأخير لصدق اسم كلّ واحد عند الأخذ بحكمه. و لا فرق في ذلك بين عروضهما دفعة أو متعاقبين، إذا كان قبل الشروع في حكم السابق. فلو عرض الصدّ بعد بعث المحصر، أو الإحصار بعد ذبح المصدود و لمّا يقصّر، احتمل ترجيح السابق، و هو خيرة الدروس و بقاء التخيير لصدق الاسم قبل التحلّل.[1]
صاحب جواهر نوشته است : أما إذا اجتمعا على المكلف بأن مرض و صده العدو ففي المسالك «في ترجيح أيهما أو التخيير بينهما فيأخذ حكم ما اختاره أو الأخذ بالأخف فالأخف من أحكامهما أوجه أجودها الأخير، لصدق اسم كل واحد عند الأخذ بحكمه، و لا فرق في ذلك بين عروضهما دفعة أو متعاقبين إذا كان قبل الشروع في حكم السابق، فلو عرض الصد بعد بعث المحصر أو الإحصار بعد ذبح المصدود و لما يقصر احتمل ترجيح السابق، و هو خيرة الدروس، و بقاء التخيير لصدق الاسم قبل التحلل» قلت: لا يخلو القول بترجيح السابق مطلقا أو على الوجه الذي ذكره الشهيد من وجه، و في الدروس «لو اجتمع الإحصار و الصد فالأشبه تغليب الصد لزيادة التحلل به، و يمكن التخيير، و تظهر الفائدة في الخصوصيات و الأشبه جواز الأخذ بالأخف من أحكامهما، و لا فرق بين عروضهما معا أو متعاقبين، نعم لو عرض الصد بعد بعث المحصر أو الإحصار بعد ذبح المصدود و لما يقصر فترجيح جانب السابق قوي» قلت هو كذلك.[2]
اقای روحانی دارند : و لو اجتمع العنوانان كما لو مرض و صده العدو، فهل يتخير في أخذ حكم أيّهما شاء أو يأخذ الأخفّ فالأخف من أحكامهما، أو يتعين عليه الأخذ بحكم المصدود ام يرجح السابق منهما لو كان؟ وجوه و أقوال، أظهرها: الثاني؛ لصدق اسم كلّ واحد عند الأخذ بحكمه. [3]
ظاهرا در این مورد دلیل خاص اقامه نشده است و در کلام قدماء هم مساله مطرح نشده است و اولین کسی که مساله را مطرح کرده است شهید است که در دروس مطرح کرده است و بنا بر قاعده خواسته است جواب دهد .
چند احتمال وجود دارد. اول : صد و حصر در یک زمان عرفی بدون تقدم و تاخر ایجاد شده است که طبق نظر مشهور حکم محصور شدید تر است چون مستلزم ارسال قربانی و منتظر ماندن در محل مریضی و بعد حلق و تقصیر و اجتناب از نساء است ولی حکم مصدود کم مشکل تر و با قربانی در محل و حلق در همان وقت از تمامی محرمات احرام آزاد می شود . و شاید بتوان گفت در فرض سوال که تقدم و تاخر در تحقق حصرو صد نیست اصل برائت از زائد حاکم است و به حکم مصدود که حد اقل است می شود و از تکلیف اکثر که حکم محصور است ؛ برائت جاری می شود .
بلی ممکن است کسی در این صورت حکم به اشتغال کند به واسطه استصحاب حکم محصور یعنی بقاء احرام نسبت به حرمت نساء بعد از قربانی یا عدم جواز قربانی در محل صد بنا بر تعمیم آیه شریفه و وجوب ارسال قربانی در مصدود و بگوید باید احتیاط نموده و مرحله سنگین تر را انجام دهد تا یقین کند از احرام خارج شده است. ولی ظاهرا مساله از باب اقل و اکثر ارتباطی بوده و با انجام تکلیف اقل ؛ می تواند نسبت به اکثر برائت جاری کند. و نظر کسانی که متعرض شده و برائت را جاری نموده اند قابل دفاع است .
اگر صد و حصر به ترتیب پیش آید . احتمال دارد که بگوییم آنچه اول ایجاد شده است تکلیف برای خودش ایجاد کرده است و با ایجاد مانع بعدی حکم اولی تغییر نمی کند و استصحاب بقاء حکم سابق ایجاب می کند که حکم اولی را ایجاد کند تا از احرام خارج شود . این سخن در صورتی قابل دفاع است که وظیفه مصدود و محصر را معین بدانیم اما اگر وظیفه تعیینی قائل نباشیم و تنها راهی برای خروج از احرام باشد که قبلا مورد قبول واقع شد . تعیین وظیفه تحقق پیدا نمی کند و حتی در صورتی که علی التعاقب مساله صد و یا حصر اتفاق بیفتد باز هم تخییر جاری است و مکلف با هر یک از احکام می تواند از احرام خارج شود همانطور که می تواند در احرام باقی باشد تا با راه دیگری از احرام خارج شود .
اما اگر اول یکی از موانع ایجاد شد و اقدام به انجام عمل کرد و بعد از اقدام مانع دوم ایجاد شد . شاید حکم و وظیفه تعیین پیدا کرده باشد .
اگر اول مصدود شود و بعد از قربانی و قبل از حلق یا تقصیر مریض شد و بخواهد اعمال محصور را انجام دهد ؛ ظاهرا مشکل داشته باشد چون با قربانی کردن وظیفه تعین پیدا می کند و قابل تبدیل نیست . و باید با حلق و یا تقصیر از احرام خارج شود .
اما اگر اول محصور شود و قربانی را ارسال کند و بعد مصدود شود . باز هم برخی گفته اند که با ارسال قربانی وظیفه معین شده و تبدیل جائز نیست ولی بدون انجام قربانی و صرف ارسال هدی وظیفه را معین نمی کند و مکلف میتواند با قربانی دیگر در محل صد و حلق به واسطه صد از احرام خارج شود و قربانی ارسالی را به نیت دیگری قربانی کند یا به وسیله ای از قربانی کردن آن جلو گیری کند.
محمد عطایی باز بینی 22/10/96
نتایج
اگر فرد هم مصدود شود و هم محصور می تواند با اعمال مصدود که کمتر موونه دارد از احرام خارج شود .
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم