بسم الله الرحمن الرحیم
در عروه در اول بحث زکات فطره آمده : فصل في وقت وجوبها و هو دخول ليلة العيد جامعاً للشرائط، و يستمرّ إلى الزوال لمن لم يصلِّ صلاة العيد، و الأحوط عدم تأخيرها عن الصلاة إذا صلّاها فيقدّمها عليها، و إن صلّى في أوّل وقتها، و إن خرج وقتها و لم يخرجها فإن كان قد عزلها دفعها إلى المستحقّ بعنوان الزكاة، و إن لم يعزلها فالأحوط الأقوى عدم سقوطها، بل يؤدِّيها بقصد القربة من غير تعرّض للأداء و القضاء [1]
در اینکه وقت وجوب آن چه زمانی است اختلاف است.
اول: آنچه عروه دارد یعنی اول شب عید که مطابق قول مشهور است
دوم : قول محقق خویی یعنی طلوع فجر روز عید.
مستندات قول مشهور
روایت اول : رَوَى ذَلِكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الْمَوْلُودِ يُولَدُ لَيْلَةَ الْفِطْرِ وَ الْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِيِّ يُسْلِمُ لَيْلَةَ الْفِطْرِ قَالَ لَيْسَ عَلَيْهِمْ فِطْرَةٌ لَيْسَ الْفِطْرَةُ إِلَّا عَلَى مَنْ أَدْرَكَ الشَّهْرَ[2]
روایت دوم : عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنْ مَوْلُودٍ وُلِدَ لَيْلَةَ الْفِطْرِ عَلَيْهِ فِطْرَةٌ قَالَ لَا قَدْ خَرَجَ الشَّهْرُ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ يَهُودِيٍّ- أَسْلَمَ لَيْلَةَ الْفِطْرِ عَلَيْهِ فِطْرَةٌ قَالَ لَا.[3]
از این دو روایت و روایات دیگر استفاده می شود که زمان تحقق شرائط لازم برای وجوب فطره شب عید است . و بعید است که زمان تحقق شرائط غیر از زمان وجوب باشد هر چند ممکن است واقعا تفاوت داشته باشد. بنا بر این قول مشهور اقرب به واقع به نظر می رسد. مضافا بر اینکه اشکال نظر محقق خویی این است که بر فرض که غروب اخرین روز ماه رمضان زمان وجوب نباشد از کجا طلوع فجر یا طلوع افتاب روز عید زمان وجوب باشد.
بلی موید فرمایش محقق خویی روایت صحيحة العيص بن القاسم است.، قال: سألت أبا عبد اللّٰه (عليه السلام) عن الفطرة، متى هي؟ «فقال: قبل الصلاة يوم الفطر» قلت: فإن بقي منه شيء بعد الصلاة؟ «قال: لا بأس، نحن نعطي عيالنا منه ثمّ يبقى فنقسّمه»[4] .
اما جواب داده شده که فإن موردهما إنما هو وقت الإخراج لا وقت الوجوب، و هاهنا شيئان وقت وجوب الفطرة و تعلقها بالذمة و اشتغالها بها و وقت وجوب إخراجها و محل البحث هو الوقت الأول،[5] ولی ظاهرا این جواب کامل نباشد چون سوال در روایت عیص از زمان اعطا است و اگر وجوب قبل از این باشد باید عرفا زمان اعطاء هم قبل از آن باشد و همانطور که قبلا بیان شد عرفا زمان وجوب و اعطاء یکسان است مگر دلیلی بر خلاف باشد . یعنی همانطور که از دو روایت اول استفاده شد وقت وجوب شب عید است از این روایت استفاده می شود قبل از نماز عید است و با روایات قبل معارض می شود ولی این روایت در دلالت هم مشکل دارد مخصوصا در اخر روایت اجمال وجود دارد که دادن به عیال به چه معنی است و قسمت باقی مانده آن به چه معنی است . و من حیث المجموع قول اول اولی است.
همانطور که مرحوم سبزواری می نویسد : نعم، مقتضى الأصل عدم حدوث الوجوب إلا في المتيقن و هو قبل طلوع الفجر من ليلة العيد لو لا ظهور ما تقدم من الأخبار في حدوث الوجوب بإهلال الهلال[6].
اما آخر وقت آن
صاحب حدائق می نویسد : و قد اختلف فيه كلام الأصحاب (رضوان اللّٰه عليهم) فذهب الأكثر و منهم الشيخ المفيد و ابنا بابويه و السيد المرتضى و سلار و أبو الصلاح و المحقق في المعتبر إلى التحديد بصلاة العيد، و نسب في التذكرة إلى علمائنا أنه يأثم بالتأخير عن صلاة العيد .[7]
اما گروهی تفصیل داده اند بین کسی که نماز عید می خواند و کسی که نمی خواند که در اولی تا حین خواندن نماز است و در دومی تا ظهر روز عید است.
روایت اول : عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع الْفِطْرَةُ إِنْ أَعْطَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى الْعِيدِ فَهِيَ فِطْرَةٌ وَ إِنْ كَانَتْ بَعْدَ مَا تَخْرُجُ إِلَى الْعِيدِ فَهِيَ صَدَقَةٌ.[8]
صاحب مدارک و حدا ئق روایت را صحیح می دانند [9] ولی بقیه روایت را ضعیف می دانند. که ظاهرا مشکل از ابراهیم بن میمون است که توثیق نشده است و برخی به علت اینکه بزرگانی مثل صفوان، ابن ابى عمير و بزنطى با واسطه از او زوایت نقل کرده اند و ابى المغراء يعنى حميد بن مثنّى از او بی واسطه روایت نقل کرده است او را ثقه دانسته اند .[10]
از لحاظ دلالت ملاک را خروج برای نماز عید قرار داده است و بعد از آن را صدقه دانسته که اشعار دارد دیگر فطریه محسوب نمی شود . و با دقت در روایت ملاک خروج از منزل برای نماز است نه خواندن نماز که مشهور ملاک قرار داده اند .
روایت دوم : عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كُلُّ مَنْ ضَمَمْتَ إِلَى عِيَالِكَ مِنْ حُرٍّ أَوْ مَمْلُوكٍ فَعَلَيْكَ أَنْ تُؤَدِّيَ الْفِطْرَةَ عَنْهُ قَالَ وَ إِعْطَاءُ الْفِطْرَةِ قَبْلَ الصَّلَاةِ أَفْضَلُ وَ بَعْدَ الصَّلَاةِ صَدَقَةٌ.[11]
سند روایت خوب است و مشکلی ندارد ولی از لحاظ دلالت مشکل است چون لفظ افضل در مورد قبل از نماز آورده منتهی از اینکه بعد از نماز را با لفظ صدقه آورده است نشان می دهد که افضل در آن به معنی افعل وصفی است نه افعل تفصیلی بنا بر این لازم است فطره قبل از نماز پرداخت شود. و این روایت می تواند قرینه باشد که در روایت اول مراد از حرکت به سمت نماز خواندن نماز باشد نه حرکت از منزل به قصد خواندن نماز. بلی ممکن است افضل را به معنی افعل تفصیلی گرفت ولی در مقابل فبل از عید و نماز نه بعد از آن بنا بر اینکه وقت پرداخت فطره از اول ماه رمضان باشد . و علی ای حال از لفظ بعد الصلاه صدقه استفاده می شود که اگر بعد از نماز پرداخت نمود دیگر فطره مصطلح نیست و صدقه محسوب می شود .
روایت سوم : مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ وَ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرٍ ابْنَيْ أَعْيَنَ وَ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ كُلِّهِمْ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُمَا قَالا عَلَى الرَّجُلِ أَنْ يُعْطِيَ عَنْ كُلِّ مَنْ يَعُولُ- مِنْ حُرٍّ وَ عَبْدٍ وَ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ- يُعْطِي يَوْمَ الْفِطْرِ (قَبْلَ الصَّلَاةِ) فَهُوَ أَفْضَلُ- وَ هُوَ فِي سَعَةٍ أَنْ يُعْطِيَهَا- مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ يَدْخُلُ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَى آخِرِهِ[12]
این روایت هم سند صحیح دارد و به دو نکته اشاره می کند .
اول: وقت دادن فطریه وسیع است و از اول ماه رمضان تا آخر آن است
دوم : بهترین زمان آن روز عید فطر و قبل از خواندن نماز عید است. اما بیان نمی کند که آخر وقت آن چه زمانی است . ولی با توجه به اینکه وقت را ماه رمضان می داند میتوان استفاده کرد حد اکثر زمان تاخیر تا قبل از نماز عید روز عید است . ولی این روایت تصریح نمی کند که آخر وقت چه زمانی است .مخصوصا که فهو افضل را افعل التفصیل معنی می کنیم . و معنی می شود اعطاء زکات فطره در روز عید بهتر است و پرداخت بعد از عید را نفی نمی کند. کما اینکه تصریح دارد که دادن زکات قبل از عید و در طول ماه رمضان مانعی ندارد.
روایت چهارم : عَلِيُّ بْنُ مُوسَى بْنِ طَاوُسٍ فِي كِتَابِ الْإِقْبَالِ قَالَ رَوَيْنَا بِإِسْنَادِنَا إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: يَنْبَغِي أَنْ يُؤَدِّيَ الْفِطْرَةَ- قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ النَّاسُ إِلَى الْجَبَّانَةِ- فَإِنْ أَدَّاهَا بَعْدَ مَا يَرْجِعُ- فَإِنَّمَا هُوَ صَدَقَةٌ وَ لَيْسَتْ فِطْرَةً.[13]
سند روایت مشکل دارد ولی از لحاظ دلالت روشن است و انتهای وقت زکات فطره را خروج برای نماز روز عید می داند و بعد از آن را صدقه می داند نه زکات .
بنا بر این برای کسی که نماز عید می خواند باید قبل از نماز عید فطریه خود و افراد تحت تکفل خود را بدهد. اما برای کسی که نماز عید نمی خواند گفته شده که تا ظهر وقت دارد.
تنها دلیلی که مفید این معنی است روایت زیر است .
عَلِيُّ بْنُ مُوسَى بْنِ طَاوُسٍ فِي كِتَابِ الْإِقْبَالِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَحْمَسِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَدِّ الْفِطْرَةَ عَنْ كُلِّ حُرٍّ وَ مَمْلُوكٍ- فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ خِفْتُ عَلَيْكَ الْفَوْتَ- قُلْتُ وَ مَا الْفَوْتُ قَالَ الْمَوْتُ- قُلْتُ أَ قَبْلَ الصَّلَاةِ أَوْ بَعْدَهَا- قَالَ إِنْ أَخْرَجْتَهَا قَبْلَ الظُّهْرِ فَهِيَ فِطْرَةٌ- وَ إِنْ أَخْرَجْتَهَا بَعْدَ الظُّهْرِ فَهِيَ صَدَقَةٌ وَ لَا تُجْزِيكَ- قُلْتُ فَأُصَلِّي الْفَجْرَ وَ أَعْزِلُهَا- فَيَمْكُثُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ آخَرَ ثُمَّ أَتَصَدَّقُ بِهَا- قَالَ لَا بَأْسَ هِيَ فِطْرَةٌ إِذَا أَخْرَجْتَهَا قَبْلَ الصَّلَاةِ- قَالَ: قَالَ وَ هِيَ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ مُحْتَاجٍ- أَوْ مُوسِرٍ يَقْدِرُ عَلَى فِطْرَةٍ.[14]
که این روایت علاوه بر مشکل سند از لحاظ دلالت هم قابل مناقشه است تا جایی که صاحب حدائق ظهر را از غلط نساخ دانسته و اصل را نماز می داند نه ظهر و با وجود مشکل سندی جایی برای این بحث باقی نمی ماند .
ظاهرا اجماع وجود دارد که وقت برای کسی که نماز نمی خواند تا بعد از نماز نماز گذاران امتداد دارد حال یا تا ظهر یا تا غروب روز عید و هیچ دلیلی غیر از اجماع وجود ندارد.
برخی با جریان استصحاب حکم کلی گفته اند تا غروب وقت دارد و برخی با شک در مساله و با تمسک به برائت از وجوب در بعد از ظهر روز عید گفته اند وقت آن تا ظهر است .
منتهی می توان گفت اگر اجماع نباشد از ادله بالا استفاده می شود که مطلقا وقت آن تا زمان نماز عید است . چون در روایت دوم آمده : إِعْطَاءُ الْفِطْرَةِ قَبْلَ الصَّلَاةِ أَفْضَلُ و این مطلق است و شامل کسی که نماز می خواند و کسی که نماز می خواند می شود. و همینطور در روایت سوم آمده : - يُعْطِي يَوْمَ الْفِطْرِ (قَبْلَ الصَّلَاةِ) فَهُوَ أَفْضَلُ که این هم مطلق است و شامل مرید نماز و غیر مرید نماز می شود . و در روایت چهارم تصریح دارد که: يَنْبَغِي أَنْ يُؤَدِّيَ الْفِطْرَةَ- قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ النَّاسُ إِلَى الْجَبَّانَةِ. که مربوط به خروج مردم است نه فردی که میخواهد زکات بدهد. بنا بر این اگر اجماعی در بین نباشد و اگر باشد حجت نباشد که معمولا چنین است باید گفت انتهای وقت زکات فطره برای کسی که نماز میخواند و کسی که نماز نمی خواند یکسان است و ان قبل از نماز عید است و معمولا در هر شهر و روستایی یک نماز عمده خوانده می شود و کسی که در نماز خاصی شرکت نمی کند و نماز را فرادی می خواند یا اصلا نمی خوانند باید زکات را قبل از آن نماز بپردازند.
اگر در وقت آن ادا نشد آیا قضاء دارد یا خیر ؟
در این مساله اختلاف است چون برخی با تردید در داشتن وقت معین حکم به وجوب و بقاء حکم اولی نموده اند . و برخی با استصحاب حکم اولی حکم به وجوب قضاء داده اند و برخی با اشکال در هر دو مورد حکم به عدم وجوب قضاء کرده اند . و ظاهرا این معنی اصح باشد . چون در روایات باب اشعار بلکه تصریح به این معنی شده است . با دقت در روایات اول که دارد : وَ إِنْ كَانَتْ بَعْدَ مَا تَخْرُجُ إِلَى الْعِيدِ فَهِيَ صَدَقَةٌ و دوم که دارد : وَ بَعْدَ الصَّلَاةِ صَدَقَةٌ و چهارم که دارد : فَإِنَّمَا هُوَ صَدَقَةٌ وَ لَيْسَتْ فِطْرَةً . صریح در این است که بعد از وقت دیگر زکات فطره نیست تا واجب باشد به عنوان ادا ء یا قضاء بلکه صدقه است که به حکم اولی مستحب است ودلیلی نداریم که چنین صدقه ای واجب باشد و اصل هم برائت از وجوب این صدقه است . بنا بر این از خود روایات باب استفاده می شود که اگر در زمان خود پرداخت نشد . هرچند گناه صورت گرفته است ولی قضاء ندارد.
ایا قبل از عید فطر می توان فطریه را پرداخت ؟
در عروه آمده : لا يجوز تقديمها على وقتها في شهر رمضان على الأحوط ، كما لا إشكال في عدم جواز تقديمها على شهر رمضان، نعم إذا أراد ذلك أعطى الفقير قرضا ثم يحسب عند دخول وقتها.
نظر مشهور بر این است که قبل از شب عید فطر نمی توان زکات فطره را پرداخت چون هنوز واجب نشده است . اما برخی قائل شده اند که زکات فطره را قبل از شب عید در طول ماه رمضان می توان پرداخت و علاوه بر روایت صحیحه الفضلاء ( روایت سوم ) به ادله ای استحسانی تمسک نمود ه اند که صحیح نیست .[15] اما روایت صحیح است و می توان طبق آن عمل کرد و اشکالی ندارد مگر گفته شود با اعراض مشهور از حجیت ساقط می شود.
محمد عطایی باز نگری 15/4/95
نتایج
الف ) زمان پرداخت زکات فطره از اول ماه رمضان است هر چند خلاف نظر مشهور است
ب ) آخرین زمان پرداخت زکات فطره زمانی است که نماز عید را میخوانند و لو خود مکلف به هر علتی نماز نخواند
ج ) اگر در زمان پرداخت اداء نشد تکلیفی نسبت به قضاء آن وجود ندارد.
[1] . العروة الوثقى (المحشى)، ج4، ص: 222
[2] . من لا يحضره الفقيه، ج2، ص: 179
[3] . الكافي (ط - الإسلامية)، ج4، ص: 172
[4] . تهذيب الأحكام، ج4، ص: 76
[5] . الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، ج12، ص: 298
[6] مهذب الأحكام (للسبزواري)، ج11، ص: 359
[7] . الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، ج12، ص: 301
[8] . الكافي (ط - الإسلامية)، ج4، ص: 171
[9] مدارك الأحكام في شرح عبادات شرائع الإسلام، ج5، ص: 345 و الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، ج12، ص: 298
[10] . كتاب نكاح (زنجانى)، ج11، ص: 3818
[11] . الكافي (ط - الإسلامية)، ج4، ص: 171
[12] . وسائل الشيعة، ج9، ص: 354
[13] . وسائل الشيعة، ج9، ص: 355
[14] . وسائل الشيعة، ج9، ص: 332
[15] . مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، ج3، ص: 301
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم