بسم الله الرحمن الرحیم
طمانینه در رکوع
«الثالث»: الطمأنينة فيه بمقدار الذكر الواجب بل المستحب أيضاً إذا أتى به بقصد الخصوصيّة، فلو شرع في الذكر قبل الوضع أو الاستقرار عمداً بطل و أبطل و إن كان سهواً وجب التدارك إن تذكّر قبل رفع الرأس، و كذا لو أتى به حال الرفع أو بعده، و لو كان بحرف واحد منه، فإنّه مبطل إن كان عمداً، و لا يمكن التدارك إن كانسهواً إلّا إذا ترك الاستقرار و تذكّر قبل رفع الرأس.[1]
اقای سیستانی : الثالث: المكث مقدمة للذكر الواجب بمقداره،و كذا الطمأنينة بمعنى استقرار البدن إلى حين رفع الرأس منه و لو في حال عدم الاشتغال بالذكر الواجب على الأحوط، و لا يجوز الشروع في الذكر قبل الوصول إلى حد الركوع.[2]
این معنی مطابق حاشیه ایشان در عروه است . که در رکوع طمانینه را در دو ناحیه لازم است که ظاهرا عام و خاص مطلق می باشد اول در حال ذکر و دوم در حال رکوع ویعنی حتی در حالی که مشغول ذکر نیستند.
در توضیح المسائل جامع اقای سیستانی امده است
مسأله ۱۲۲۲. در حال ركوع باید بدن نمازگزار، مستقرّ و آرام باشد و نباید بدن خود را به اختیار، طوری حركت دهد كه از حال آرام بودن و استقرار خارج شود؛ حتّی بنابر احتیاط واجب، زمانی كه مشغول به ذكر واجب نیست و اگر عمداً این استقرار را رعایت نكند، نماز، بنابر احتیاط واجب، باطل است؛ حتّی اگر ذكر را در حال استقرار دوباره بگوید.
مسأله ۱۲۲۳. اگر در حال ركوع بیاختیار حركت كند كه بدن از حال آرام بودن خارج شود، احتیاط واجب است كه در این حال سكوت نموده و ذكر ركوع را نگوید و اگر سهواً یا بدون اختیار در این حال ذكر ركوع را بگوید، ذكر صحیح است؛ هرچند بهتر این است كه بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذكر را بگوید؛ ولی اگر كمی حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود یا انگشتان را در حال ذكر حركت دهد، ضرری ندارد.
مسأله ۱۲۲۴. مکث به مقدار گفتن ذکر واجب در رکوع و استقرار و آرامش بدن در حال گفتن ذکرِ واجب، لازم است؛ بنابراین اگر پیش از آنكه به مقدار ركوع خم شود و به حدّ رکوع برسد یا بعد از رسیدن به حدّ رکوع و قبل از آنکه بدن آرام گیرد، عمداً ذكر واجب ركوع را بگوید، نمازش باطل است؛ مگر اینكه دوباره ذكر را در حال استقرار در ركوع بگوید و اگر سهواً و از روی فراموشی ذکر را در حال عدم استقرار، بعد از رسیدن به حدّ رکوع گفته باشد، لازم نیست آن را دوباره بگوید؛ هرچند احتیاط مستحب است آن را در حال استقرار دوباره بگوید.[3]
اگر توجه به دو امر مد نظر ایشان نشود به نظر می رسد که دو مساله مذکور با هم تنافی دارد ولی با توجه به دو واجب هر چند یکی به عنوان فتوی نیست مساله حل می شود . چون یک واجب مستقل که دیگران ندارند استقرار در حال رکوع است . چه مشغول ذکر باشد و چه نباشد و اگر این واجب فی حد نفسه عمدا رعایت نشود نماز باطل می شود و این معنی ربطی به ذکر ندارد . ومساله دیگر طمانینه در حال ذکر است ، که اگر رعایت نشود با تکرار ذکر تصحیح می شود و تعارض موهوم حل می شود .
اما ایا اصل این نظر که در رکوع دو طمانینه لازم است یکی برای اصل رکوع و دیکری برای ذکر در حال رکوع قابل دفاع است یا خیر ؟
شیخ طوسی : و الطمأنينة في الركوع، و الطمأنينة في الانتصاب منه.[4]
ابن براج : و الركوع و الطمأنينة و التسبيح فيه و الانتصاب فيه.[5]
ابن زهره : و يجب الركوع و السجود الأول و الثاني في كل ركعة، و يجب الطمأنينة في ذلك كله، و رفع الرأس منه، و الطمأنينة بعد رفع الرأس قائما و جالسا،[6]
تا اینجا آقایان به صورت مطلق طمانینه در رکوع را لازم و واجب دانسته اند، اما معلوم نیست که یکی از واجبات نفس رکوع است مثل خم شدن به مقدار کافی و یا شرط برای رکوع نیست بلکه شرط برای ذکر است همانطور که برخی گفته اند .
ابن ادریس : و الطمأنينة واجبة في القيام، و كذلك في الركوع، بقدر ما ينطق بالذكر الواجب،[7]
محقق حلی : الثاني الطمأنينة فيه بقدر ما يؤدي واجب الذكر مع القدرة.[8]
در مورد دلیل لزوم طمانینه در رکوع اگر دلیل اجماع باشد دلیل لبی است و قدر متیقن آن در حال ذکر واجب است و شامل غیر حالت ذکر و یا ذکر مستحب نمی شود . اما دلیل دیگری که در این ورد مورد استناد قرار گرفته است روایت زیر است که اکثرا ضعیف دانسته اند اما اقای خویی آن را صحیح می داند [9]
وَ عَنْهُ، عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَزْدِيِّ قَالَ: سَأَلَهُ أَبُو بَصِيرٍ .... َإِذَا قَامَ أَحَدُكُمْ فَلْيَعْتَدِلْ، وَ إِذَا رَكَعَ فَلْيَتَمَكَّنْ، وَ إِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ فَلْيَعْتَدِلْ،[10]
و اگر این دلیل باشد ظاهرا اطلاق دارد و شامل طمانینه در تمام رکوع می شود چه زمانی که مشغول ذکر واجب است و چه زمانی که مشغول ذکر مستحب است و حتی در حالتی که ذکر نمی گوید ولی در حالت رکوع است و بنا بر این روایت بیان اقای سیستانی قابل دفاع است .
لكن الانصاف: انه يمكن اثبات المدعى بخبر بكر بن محمد فان المستفاد من قوله عليه السلام: «فاذا ركع فليتمكن» ان التمكن لازم في الركوع الواجب و أما وجوب التمكن بمقدار الذكر الواجب مع قطع النظر عن الذكر فلا يدل عليه الخبر فلاحظ.[11]
و ظاهرا این بحث در مساتله سجده هم مطرح است و تمام مباحث ایجا در بحث سجده هم جاری است و ظاهرا دلیل هم یکی است .
الثالث: المكث مقدمة للذكر الواجب بمقداره و كذا الطمأنينة على النحو المتقدم في الركوع.[12]
محمد عطایی 30/2/95
نتایج
الف ) طمانینه در کل رکوع و سجده لازم است و اختصاص به حالت ذکر واجب ندارد. بر خلاف نظر مشهور که تنها در حال ذکر لازم می دانند
[1] . العروة الوثقى (المحشى)، ج2، ص: 556
[2] . منهاج الصالحين (للسيستاني)، ج1، ص: 215
[3] . http://www.sistani.org/persian/book/25103/4019/
[4] . الجمل و العقود في العبادات، ص: 68
[5] . المهذب (لابن البراج)، ج1، ص: 97
[6] . غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع، ص: 79
[7] . السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، ج1، ص: 225
[8] . شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ج1، ص: 75 و مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، ج1، ص: 214
[9] . موسوعة الإمام الخوئي، ج15، ص: 23
[10] . قرب الإسناد (ط - الحديثة)، ص: 37
[11] . مباني منهاج الصالحين، ج4، ص: 521
[12] . منهاج الصالحين (للسيستاني)، ج1، ص: 219
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم