بسم الله الرحمن الرحیم
نقاء متخلل
اصطلاحا وقتی خانمی چند روز خون حیض ببیند و چند روز پاک شود و دو مرتبه خون ببیند . به چند روز وسط که پاک بوده نقاء متخلل گویند و در حکم آن اختلاف است .
فرض اول : مجموع دو خون ریزی و پاکی وسط ده روز بیشتر نشود.
(مسألة 7): قد عرفت أنّ أقلّ الطهر عشرة، ... و المشهور على اعتبار هذا الشرط، أي مضيّ عشرة من الحيض السابق في حيضيّة الدم اللاحق مطلقاً و لذا قالوا: لو رأت ثلاثة مثلًا ثمّ انقطع يوماً أو أزيد ثمّ رأت و انقطع على العشرة إنّ الطهر المتوسّط أيضاً حيض، و إلّا لزم كون الطهر أقلّ من عشرة، و ما ذكروه محلّ إشكال بل المسلّم أنّه لا يكون بين الحيضين أقلّ من عشرة، و أمّا بين أيّام الحيض الواحد فلا، فالأحوط مراعاة الاحتياط بالجمع في الطهر بين أيّام الحيض الواحد كما في الفرض المذكور.[1]
مرحوم سید و ایات صافی و گلپایگانی [2] و سیستانی [3] احتیاط دارند .
اما ایات عظام بروجردي و جواهري و حكيم و خميني و شيرازي و أصفهاني و كاشف الغطاء و نائيني و خوئي[4] و فاضل[5] و منتظری[6] و سبحانی[7] و تبریزی و وحید حاشیه دارد که طهر وسط در فرض سوال محکوم به حیض است.
آقایان مکارم [8] و شبیری [9]و فیاض [10]هم نظرشان بر پاکی ایام وسط است.
علامه حلی : ز- لو رأت الدم ثلاثة أيام ثم انقطع فهو دم حيض لحصول شرائطه، فإن رأت قبل العاشر و انقطع عليه فالجميع حيض، و كذا أيام النقاء المتخللة بين الدمين، إذ لا يكون الطهر أقل من عشرة أيام، [11]
ظاهرا مشهور نقاء متخلل را حیض می دانند . و حتی ادعای اجماع هم بر مطلب شده است .[12]
ادله مشهور
اول : اجماع
دوم : استصحاب بقاء حیض
سوم: سیره یعنی زنان خودشان را در این حالت پاک نمی دانند
چهارم : برخی روایات مثل
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا رَأَتِ الْمَرْأَةُ الدَّمَ قَبْلَ عَشَرَةٍ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضَةِ الْأُولَى وَ إِنْ كَانَ بَعْدَ الْعَشَرَةِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضَةِ الْمُسْتَقْبَلَةِ.[13]
سند روایت به اعتبار ابراهیم حسن [14]نامیده شده و برخی صحیحه دانسته اند .[15]
معنی تحت الفظی روایت این است که اگر زن قبل از گذشت ده روز { از حیض اول } خون ببیند این خون از حیض اول محسوب می شود واگر بعد از ده روز خون ببیند این حیض مستقل محسوب می شود .
و آقایان گفته اند در صورتی حیض اول می شود که نقاء وسط هم ملحق به حیض باشد و الا حیض دوم محسوب می شود .
محقق خویی : وجه الدلالة أنّ قوله (عليه السلام) «فهو من الحيضة الأُولى» ظاهر في بقاء الحيضة الاولى إلى زمان رؤية الدم قبل انقضاء العشرة حسب المتفاهم العرفي، و معناه كون النقاء المتخلّل بين الدمين محكوماً بالحيض، إذ لو كان طهراً كان ما قبله وجوداً و ما بعده وجوداً آخر، و لا يكونان موجودين بوجود واحد، نعم كون الموجودين موجودين بوجود واحد اعتباراً أمر ممكن، لكنّه يحتاج إلى دليل و على خلاف المتفاهم العرفي من الرّواية.[16]
قبلا دو روایت صحیحه محمد بن مسلم و مرسله یونس آورده شده که مفید این بود که اقل طهر ده روز است و طبق اطلاقی که این روایات داشتند باید گفت پاکی وسط هم حیض است و الا باید طهری باشد که کمتر از ده روز است
محقق خویی : فإنّ مقتضى إطلاقها أنّ ما يتخلّل بين الدمين و كان أقل من العشرة ليس بطهر، بلا فرق في ذلك بين كون الدمين حيضة واحدة و كونهما حيضتين مستقلّتين.
و كيف كان فإنّ هذه الأخبار تقتضي الحكم ببقاء الحيضة الأُولى عند رؤية الدم[17]
آقای فیاض : بتقريب أن قوله عليه السّلام في الصحيحة: (فهو من الحيضة الأولى) ظاهر عرفا في بقاء الحيض الأول و اتّصاله بالدم الثانى، و الاتّصال مساوق للوحدة، و من المعلوم أن هذا مبنىّ على أن فترة النقاء حيض حتى يكون متّصلا بالأول فلو كانت طهرا لكان الدم الثاني منفصلا عن الدم الأول بها و الانفصال مساوق للتعدّد.[18]
از لحاظ دید عرفی این دو دلیل برای اثبات مدعی عقیم است و وحدت حکمی دو خون غیر از وحدت حقیقی آن دو است و شاید بتوان گفت وحدت حقیقی محال است و وحدت حکمی آن هم مانعی ندارد و ربطی ندارد که پاکی وسط را حیض بدانیم یا خیر مضافا بر اینکه وقتی زن خون ندارد چگونه حکم به حدث او می شود
و ظاهرا جواب آقای فیاض بیشتر قابل قبول است که می نویسد : اما با بیان این شروط به صراحت بیان می کند که خون ریزی در ده روز حد اقل زمان حیض است اگر چه مستمر نباشد مشروط به اینکه شرائط حیض را داشته باشد.[19]
و سپس می نویسد که شکی نیست که خون دوم مغایر حقیقی خون اول است و نمی توان ادعا کرد دو قسمت از خونریزی که وسط آن پاکی بوده است یک خون است حقیقتا اما می توان گفت اتحاد حکمی دارد و دو خون از لحاظ حکمی یکی محسوب می شود و خون دوم مثل خون اول محکوم به حیض است
الظاهر أن هذه الروايات في مقام بيان الشرط العام لحيضيّة الدم الثاني بعد فترة الانقطاع التي مرّت بالمرأة من الحيض الأول، و تؤكّد على أنها مشروطة بأن فترة الطهر و السلامة من دم الحيض التي مرّت بالمرأة لا تقلّ عن عشرة أيام، و أما إذا كانت أقلّ من العشرة فلا تكون شرطا لا أنها ليست بطهر.[20]
روایاتی که می تواند مورد استدلال کسانی باشد که طهر وسط را پاکی می داند
روایت اول : 2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ [21] قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الْمَرْأَةُ تَرَى الدَّمَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً قَالَ تَدَعُ الصَّلَاةَ قُلْتُ فَإِنَّهَا تَرَى الطُّهْرَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً قَالَ تُصَلِّي قُلْتُ فَإِنَّهَا تَرَى الدَّمَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً قَالَ تَدَعُ الصَّلَاةَ قُلْتُ فَإِنَّهَا تَرَى الطُّهْرَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً قَالَ تُصَلِّي قُلْتُ فَإِنَّهَا تَرَى الدَّمَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً قَالَ تَدَعُ الصَّلَاةَ تَصْنَعُ مَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ شَهْرٍ فَإِذَا انْقَطَعَ الدَّمُ عَنْهَا وَ إِلَّا فَهِيَ بِمَنْزِلَةِ الْمُسْتَحَاضَةِ.[22]
روایت را برخی صحیح[23] و برخی موثق [24]دانسته اند ظاهرا به علت یونس بن یعقوب است که " اختلف علماؤنا فيه " و گفته شده که فطحی است [25]
از لحاظ دلالت هم تصریح می کند که در زمانی که خون می بیند نماز نخواند ودر زمانی که پاک است نماز بخواند. و حضرت می فرمایند تا یک ماه همینطور عمل کند تا خونریزی قطع شود و اگر قطع نشد استحاضه است .
1180- 3- سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ السِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَزَّازِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى الدَّمَ خَمْسَةَ أَيَّامٍ وَ الطُّهْرَ خَمْسَةَ أَيَّامٍ وَ تَرَى الدَّمَ أَرْبَعَةَ أَيَّامٍ وَ تَرَى الطُّهْرَ سِتَّةَ أَيَّامٍ فَقَالَ إِنْ رَأَتِ الدَّمَ لَمْ تُصَلِّ وَ إِنْ رَأَتِ الطُّهْرَ صَلَّتْ مَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ ثَلَاثِينَ يَوْماً فَإِذَا تَمَّتِ الثَّلَاثُونَ يَوْماً فَرَأَتْ دَماً صَبِيباً اغْتَسَلَتْ وَ اسْتَثْفَرَتْ وَ احْتَشَتْ بِالْكُرْسُفِ فِي وَقْتِ كُلِّ صَلَاةٍ فَإِذَا رَأَتْ صُفْرَةً تَوَضَّأَتْ.[26]
روایت را برخی صحیح [27]و برخی موثق دانسته اند [28] که مشکل از یونس و ابو بصیر است ولی علی ای حال روایت معتبر و قابل اعتناء است.
از لحاظ دلالت تصریح می کند که تا سی روز هر وقت خون دید نماز نخواند وهر وقت پاک بود نماز بخواند و بعد از سی روز اگر خونریزی زیاد بود غسل کند واگر کم بود تنها وضوء بگیرد .
بنا بر این طبق این دو روایت نمی توان گفت نقاء متخلل حیض است و احکام حیض را دارد.
دو نکته در عبارات مرحوم سید وجود دارد که محل تامل است .
اول : در مساله 7 احتیاط واجب دارند که جمع کند بین اعمال طاهر و تروک حیض اما در مساله 18 همین باب فتوی به احتیاط داده اند و نوشته اند " تحتاط بالجمع " که با هم سازگاری ندارد .
مرحوم سید در عروه دارد: (مسألة 18): إذا رأت ثلاثة أيّام متواليات و انقطع، ثمّ رأت ثلاثة أيّام أو أزيد، فإن كان مجموع الدمين و النقاء المتخلّل لا يزيد عن عشرة كان الطرفان حيضاً، و في النقاء المتخلّل تحتاط بالجمع بين تروك الحائض و أعمال المستحاضة اما ایات عظام بروجردي و جواهري و حكيم و خميني و شيرازي و أصفهاني و كاشف الغطاء و نائيني و خوئي[29] و فاضل[30] و منتظری[31] و سبحانی[32] و تبریزی و وحید حاشیه دارد که طهر وسط در فرض سوال محکوم به حیض است.
نکته دیگر که به احتمال قوی سهو و یا غلط نساخ است نوشته اند جمع کند بین تروک حائض و اعمال مستحاضه که باید می نوشتند جمع کند بین تروک حائض و اعمال طاهر .
علی ای حال به نظر می رسد قول به طهر در نقاء متخلل بیشتر قابل دفاع است .
مشهور اقایان در این مساله فرقی نگذاشته اند که خون ریزی اول و دوم در ایام عادت باشد یا نباشد و یا صفات حیض راداشته باشد یا نداشته باشد.
اما برخی آقایان این تفصیل را داده اند.
الفصل الخامس كل ما تراه المرأة من الدم أيام العادة فهو حيض ، و إن لم يكن الدم بصفات الحيض، و كل ما تراه في غير أيام العادة- و كان فاقدا للصفات- فهو استحاضة، و إذا رأت الدم ثلاثة أيام و انقطع، ثم رأت ثلاثة أخرى أو أزيد، فإن كان مجموع النقاء و الدمين لا يزيد على عشرة أيام كان الكل حيضا واحدا، و النقاء المتخلل بحكم الدمين على الأقوى. هذا إذا كان كل من الدمين في أيام العادة، أو مع تقدم أحدهما عليها بيوم أو يومين، أو كان كل منهما بصفات الحيض، أو كان أحدهما بصفات الحيض، و الآخر في أيام العادة. و أما إذا كان أحدهما، أو كلاهما فاقدا للصفات، و لم يكن الفاقد في أيام العادة، كان الفاقد استحاضة.[33]
قبلا بیان شد که دو علامت عمده و اساسی حیض خون دیدن در ایام عادت و داشتن صفات است و در این مورد هم باید اول از روی دوعلامت مذکور اگر امکان داشت حیض را تشخیص داد .
بنا بر این اگر از روی ایام عادت و یا صفات توانستیم حیض را تشخیص دهیم آن خونی که در ایام عادت است حیض است و خونی که در غیر ایام عادت است استحاضه است و طبعا پاکی وسط هم پاک است و همینطور اگر یکی دارای صفات باشد ودیگری بدون صفت باشد و در ایام عادت هم نباشد . بلی مساله بالا در جایی است که هر دوخون در ایام عادت باشد یا هر دوصفات حیض را داشته باشند و همینطوراگر یکی در ایام عادت باشد و دیگری دارای صفات باشد .
البته یک نکته کلی باقی می ماند و آن زنی است که بعد از سه و یا چهار روز پاک می شود و وضعیت خود را نمی داند که موظف است غسل نموده و اعمال عبادی خود را انجام دهد و لازم نیست احتیاط کند . بلی اگر بعدا خون دید طبق نظر مشهور اعمال عبادی سابق محکوم به بطلان است و باید دو مرتبه انجام دهد و طبق نظر کسانی که قائل به طهارت هستند آن اعمال صحیح هستند و نیاز به اعاده ندارند .
و اگر زنی وضعیت خود را می داند باید طبق فتوی مرجع خودش ایام طهر را حیض بداند والبته اگر کشف خلاف شد و دو مرتبه خون ندید باید اعمالی را که به تصور حیض ترک کرده اعاده و قضاء کند.
فرض دوم : مجموع خون ریزی و پاک بودن وسط از ده روز بیشتر شود .
مرحوم سید : و إن تجاوز المجموع عن العشرة فإن كان أحدهما في أيّام العادة دون الآخر جعلت ما في العادة حيضاً و إن لم يكن واحد منهما في العادة فتجعل الحيض ما كان منهما واجداً للصفات و إن كانا متساويين في الصفات فالأحوط جعل أوّلهما حيضاً و إن كان الأقوى التخيير.[34]
ظاهرا شهرت وجود دارد که در این فرض یکی از دو خونریزی حیض است و دیگری استحاضه است و در تشخیص حیض از استحاضه صحبت است .
تنها آقای مکارم در فرض سوال هر دو خون را حیض می داند و میگوید با توجه به اینکه نقاء متخلل پاک است در صورتی که مجموع دو خونریزی کمتر از ده روز باشد هر دو حیض است .[35] البته این در صورتی است که هر خون ریزی کمتر از سه روز تمام نباشد و الا نمی تواند حیض باشد .
به طور کلی اگر زنی دو بار خون ببیند و فاصله بین دو خون کمتر از ده روز باشد و مجموع دو خون ریزی و فاصله بین آن دو بیش از ده روز باشد ؛ نمی تواند مجموع ان حیض باشد واین اجماعی است لذا باید قسمت حیض آنرا از استحاضه مشخص کنند .
اولین علامت تشخیص حیض عادت است و ادعای اجماع هم در کل و در این مساله بخصوصه شده است .[36]
دومین علامت صفات است بنا بر این اگر هیچ یک از دو خون در ایام عادت نبود اما یکی از آنها دارای صفات بود همان را حیض قرار داده ودیگری را استحاضه قرار می دهد.
اما اگر هیچ یک از دو علامت برای تشخیص حیض وجود نداشت . سید اول احتمال می دهد که اولین خون حیض باشد و بعد فتوی به تخییر می دهد .
اما آقایان أصفهاني و گلپايگاني و شيرازي و نائيني و آقا ضياء و آل ياسين و جواهري و حكيم و خميني و خوئي حاشیه دارند که اول را حیض قرار دهد. و آقایان خوانساری و منتظری [37] هم احتیاط را لازم دانسته اند.
در این مساله روایت خاصی وجود ندارد و باید طبق قواعد کلی مساله را حل کرد.
ظاهرا نظر سید این بوده است که ما دو خونریزی داریم که نمی دانیم کدام حیض است و کدام استحاضه و هر دو نمی تواند حیض یا استحاضه باشد و در انتخاب یکی از دو تا در واقع دوران امر بین تعیین وتخییر است و اصل در این موارد تخییر است.[38]
اقایان خوانساری و منتظری مقام را از موارد تعارض گرفته اند و نظرشان این است که در مقام باید در هر دو مورد احتیاط کرد .
اگر در دوران امر بین دو خون وجه رجحان پیدا نشود ظاهرا باید قول به احتیاط را قبول کرد نه تخییر را اما به نظر می رسد قول به اینکه خون اول را حیض قرار دهد وخون دوم را استحاضه بیشتر قابل دفاع است.
و أما مع قطع النظر عنه، فإن علم إجمالا بكون أحد الدمين حيضا و الآخر استحاضة وجب الاحتياط، لعدم الفرق في تنجزه بين كون الأطراف دفعية أو تدريجية، كما أثبتناه في محلّه.[39]
اما وجه ترجیح اول می تواند اجماع باشد [40]
محقق خویی : الصحيح الحكم بحيضيّة الدم الأوّل دون الأخير، و ذلك لما بيّناه في التعارض المتوهم بين الأصل السببي و المسببي من أنّ الأصل الجاري في السبب مقدّم على الأصل في المسبب، لأنّه يرفع موضوع الشكّ المسببي و لا معارض له في نفيه،[41]
بعد بیان می کنند که از آثار حیض شمردن خون ریزی اول این است که خون ریزی دوم حیض نباشد. اما با حیض شمردن خونریزی دوم ثابت نمی شود که خونریزی اول حیض نیست مگر با اصل مثبت واصل مثبت هم حجت نیست . بنا بر این باید حکم نمود که خونریزی اول حیض است نه خونریزی دوم [42]
محمد عطایی 16/2/98
نتایج
الف ) اگر خون ریزی زن دو قسمت شود و قسمت وسط که پاک است کمتر از ده روز باشد و کلا از ده روز کمتر باشد .
طبق نظر مشهور کلا حیض است
ولی می توان گفت طهر وسط حیض نیست و اگر اول وآخر در ایام عادت باشد ویا هر دو صفات حیض را داشته باشند هر دو حیض است
و اگر یکی ا ز دو خونریزی در ایام عادت و یا دارای صفات حیض باشد , آن حیض است و زمان پاکی ؛ پاک و زمان خونریزی دیگر استحاضه است
ب ) اگر مجموع خون ریزی از ده روز بگذرد
اگر یکی در ایام عادت باشد یا اوصاف حیض را داشته باشد ؛ حیض است و دیگری استحاضه است و زمان پاکی هم پاک است .
اگر هیچ یک در ایام عادت یا دارای اوصاف نباشد اولی حیض و دومی استحاضه است و زمان پاکی هم پاک است .
[1] . العروة الوثقى (المحشى)؛ ج1، ص: 540
[2] . هداية العباد (للگلبايگاني)، ج1، ص: 49
[3] . حاشیه ایشان بر عروه الوثقی ج 1 ص 242 و منهاج الصالحين (للسيستاني)، ج1، ص: 74
[4] . العروة الوثقى (المحشى)، ج1، ص: 550
[5] . العروة الوثقى مع تعليقات الفاضل؛ ج1، ص: 208
[6] . العروة الوثقى مع تعليقات المنتظري؛ ج1، ص: 242
[7] . مناسك حج و احكام عمره (سبحانى)، ص: 117
[8] . العروة الوثقى مع التعليقات؛ ج1، ص: 247
[9] . المسائل الشرعية (للشبيري)؛ ص: 99
[10] . تعاليق مبسوطة على العروة الوثقى (للفياض)؛ ج2، ص: 61
[11] . تذكرة الفقهاء (ط - الحديثة)؛ ج1، ص: 278
[12] . مهذب الأحكام (للسبزواري)، ج3، ص: 157
[13] . الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج3، ص: 77 و تهذيب الأحكام؛ ج1، ص: 159؛
[14] . مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج13، ص: 207
[15] . الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، ج3، ص: 161
[16] . موسوعة الإمام الخوئي؛ ج7، ص: 136
[17] . موسوعة الإمام الخوئي؛ ج7، ص: 136
[18] . تعاليق مبسوطة على العروة الوثقى (للفياض)، ج2، ص: 61
[19] . تعاليق مبسوطة على العروة الوثقى (للفياض)، ج2، ص: 61
[20] . تعاليق مبسوطة على العروة الوثقى (للفياض)؛ ج2، ص: 63
[21] . و كان حظيا عندهم، موثقا
[22] . الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج3، ص: 79 و تهذيب الأحكام؛ ج1، ص: 380؛
[23] . مختلف الشيعة في أحكام الشريعة؛ ج1، ص: 367 و جواهر الكلام في ثوبه الجديد؛ ج2، ص: 133 و مهذب الأحكام (للسبزواري)؛ ج3، ص: 157
[24] . ذخيرة المعاد في شرح الإرشاد؛ ج1، ص: 66 و مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج13، ص: 210 و الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج3، ص: 166 و مصباح الفقيه؛ ج4، ص: 52 و موسوعة الإمام الخوئي؛ ج7، ص: 145
[25] . رجال العلامة - خلاصة الأقوال، ص: 185
[26] . تهذيب الأحكام؛ ج1، ص: 380
[27] . منتهى المطلب في تحقيق المذهب؛ ج2، ص: 328
[28] . ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار؛ ج3، ص: 104 و الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، ج3، ص: 195
[29] . العروة الوثقى (المحشى)، ج1، ص: 550
[30] . العروة الوثقى مع تعليقات الفاضل؛ ج1، ص: 208
[31] . العروة الوثقى مع تعليقات المنتظري؛ ج1، ص: 242
[32] . مناسك حج و احكام عمره (سبحانى)، ص: 117
[33] . منهاج الصالحين (للخوئي)؛ ج1، ص: 58 و منهاج الصالحين (للوحيد)؛ ج2، ص: 59 و منهاج الصالحين (للروحاني)؛ ج1، ص: 87 و آقا ضياء و العروة الوثقى مع تعليقات المنتظري، ج1، ص: 242
[34] . العروة الوثقى (المحشى)؛ ج1، ص: 551
[35] . العروة الوثقى مع التعليقات؛ ج1، ص: 251
[36] . مهذب الأحكام (للسبزواري)؛ ج3، ص: 174
[37] . العروة الوثقى مع تعليقات المنتظري؛ ج1، ص: 242
[38] . مهذب الأحكام (للسبزواري)؛ ج3، ص: 175
[39] . مهذب الأحكام (للسبزواري)، ج3، ص: 175
[40] . مهذب الأحكام (للسبزواري)، ج3، ص: 175
[41] . موسوعة الإمام الخوئي؛ ج7، ص: 217
[42] . موسوعة الإمام الخوئي؛ ج7، ص: 217
اینجانب محمد عطایی مسئول پاسخگویی مسائل شرعی بوده و به همین مناسبت برخی مسائل شرعی را بررسی نموده و نتیجه آن را در اینجا منعکس میکنم